کریم اهل بیت

اشعار ویژه (پیشنهادی)

غمِ غربت

باید امشب بلند گریه کنیم
مثلِ زینب بلند گریه کنیم
که مرتب بلند گریه کنیم
سوخت از تب..‌. بلند گریه کنیم

بیشتر بخوانید »

دسته‌بندی نشده

مثل عصا

تنها میان کوچه ها من دیده بودم
مادر زمین افتاد و من ترسیده بودم

ترسیده بودم مادرم درجا بمیرد
چون غنچه از طوفان به خود لرزیده بودم

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت عبدالله بن الحسن (ع)

این دو شب

اشکهایِ ما به دامانِ کریمی میرسَد
نامه‌یِ حاجاتِ ما با یاکریمی میرسَد

هرکه در این روضه می‌آید برای معرفت
پایش آخر بر صراطِ مستقیمی میرسَد

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام حسن (ع)

مادر افتاد

آمـدیم از تو بگـوییم و بباریم حسن
ما تعصب به تو و نام تو داریم حسن
کاش در صحن شما پا بگـُذاریم حسن
کـَرمی کن که بیاییم و بیـاریم حسن ….بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات

جنس غمت

حتما تو نیز جنسغمت فرق میکند

آشفتگیزلف خمت فرق میکند

محتاجدستهای کریمانه ات،کرم

از بس کهشیوه ی کرمت فرق میکندبیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات

دست مرا بگیر

من از شماست هر چه منم را گرفته ام
حالا به روی دست ، تنم را گرفته ام
خاکم ز کربلاست ولی خانه ام بقیع
 امشب بهانه ی وطنم را گرفته ام

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن