شعر ولادت حضرت معصومه (س)

حرم آفتاب

به روی بام حرم آفتاب زائر شد
غزل تجلی باران و ابر، شاعر شد
کسی که لب به ضریحش زده مفسر شد
و شیعه از حرم قم به خلق، صادر شد

بیشتر بخوانید »

کوثر

کوثر امشب بازهم جاری شده
موسم مستی و دلداری شده
کوثری دیگر روان شد از جنان
بوی عطرش رفته تا هفت آسمان
بیشتر بخوانید »

یا فاطمه المعصومه

سبو روی لبش جز ذکرِ خِیر خم نمی آید
و این یعنی کبوتر جز پی گندم نمی آید

اسیر عشق راهش را به عشق آباد پیدا کرد
که عاشق هرگز از راهی که گردد گم ؛ نمی آید

بیشتر بخوانید »

بانوی بهشتی

در آن شهری که بانوی بهشتی چون تو هم باشد
سزاوارست نام هر خیابانش “ارم” باشد

رسیدی تا نشان ما دهی آن قبر پنهان را
بنا این است در قم، فاطمه صاحب حرم باشد

بیشتر بخوانید »

عمه سادات

ای روزهای تار! ای شب‌های دور از ماه
ای بیقراری‌های دائم با دلم همراه
ای بغض‌هایی که میایید از سفر ناگاه
باری اگر شوق سفر دارید بسم الله

بیشتر بخوانید »

خواهر صبر و رضا

روزی طبع مرابازکرامت کرده
آنکه همواره به این سینه عنایت کرده
ازخودش دم زده در شعر قیامت کرده
باز هم ازکرم فاطمه ی معصومه
دل من شد حرم فاطمه ی معصومه

بیشتر بخوانید »

ملیکه ای

شبیه فاطمه هستی ، وقار داری تو
چقدر پیش خدا ، اعتبار داری تو

کنار حوض “حیاط قدیم” فهمیدم
چقدر ، ملتمس بی شمار داری تو

بیشتر بخوانید »

مایه ی آرامش

چه افتخاری از این خوبتر که دختر شد
به نام فاطمه پیوند خورد و محشر شد

که آمد و به پدر شادی دوچندان داد
رسید و مایه ی آرامش برادر شد

بیشتر بخوانید »

میلاد کوثر است

روز تولدت به غلط روز دختر است
در اصل روز آمدنت روز خواهر است

شادند از حضور تو اهل جهان ولی
خوشحالی امام رضا جور دیگر است

بیشتر بخوانید »

غریب هستی

رکاب کشور ما راتویی نگین بانو
نوشته اند تورا کوثر زمین بانو

سایل صبح حریمت همیشه بهجت بود
تویی خدیجهٔ امروزِ مومنین بانو

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن