Home / شعر ولادت اهل بيت (ع) / شعر ولادت حضرت معصومه (س)

شعر ولادت حضرت معصومه (س)

ذره پرور سلطان

      با اشک شوق جاری از چشم تر سلطان دارد خبرها میرسد از محضر سلطان در جمع خوبانش دوباره دعوتم کرده با مهربانی چشم ذره پرور سلطان 

ادامه »

قطره عاشق شد

آنچنان کز سوره ها بر دل فقط کوثر نشست بین صحنت جای خواهر بر لبم مادر نشست انقدر سائل که در این صحن پشت در نشست بیشتر از آن یتیم امد و بالا سر نشست

ادامه »

قبله‌ی دل

از آسمان که آمده بودی، لبخند می‌زدی به «رضا»یت اشکی نشست گوشه‌ی چشمش، تا «فاطمه» زدند صدایت رنج سفر برای تو آسان، شب از قبیله‌ی تو هراسان شد قبله‌ی دل تو خراسان، ای عطر دوست، قبله‌نمایت!

ادامه »

لطف بی بی

قبله ی هفتم ما قبله ی هشتم دارد تا خراسان رضا آینه در قم دارد توبه شد عاقبت گریه ی هر زائر مست بر زمین ریخته هر باده که در خم دارد

ادامه »

سلام خواهر خورشید

صدا صدای تپش های قلب باران است و یا که زمزمه ی قاریان قرآن است ستاره ها همه جمع اند ، دور منزلِ نور به پشت خانه ی خورشید ، راه بندان است

ادامه »

حرم قم

حکم کردند که بی عشق نفس مذموم است شکر این سینه به عشق ازلی محکوم است از رضایی شدن تک تک ما معلوم است دل مسلمان شده ی فاطمۀ معصوم است

ادامه »

قصد کمک دارد

امام کل گنبدهاست گر تَحْتُ الْحَنَک دارد که در پشت سرش معصومه فوجی از ملک دارد جهان را می کند روشن ولی با نور این گنبد یقین دارم به نور افشانی اش خورشید شک دارد

ادامه »

روز دختر مبارکت بانو

در حرم قصد دلبری دارد هرکسی حال بهتری دارد زائر قم‌ شدیم ، یا زهرا(س) این حرم بحث دیگری دارد

ادامه »