صفحه اصلی / شعر ولادت اهل بيت (ع) (page 10)

شعر ولادت اهل بيت (ع)

جلوه شمس الشموسی

درد بی درمان به مادادند و درمان ساختیم اتش نمرود دادند و گلستان ساختیم فقر ما محدودیت زایی نکردو خیر شد با گلیم کهنه قالی سلیمان ساختیم فکر مستخدم شدن بودیم اگر زود آمدیم

ادامه »

ذره پرور سلطان

      با اشک شوق جاری از چشم تر سلطان دارد خبرها میرسد از محضر سلطان در جمع خوبانش دوباره دعوتم کرده با مهربانی چشم ذره پرور سلطان 

ادامه »

قطره عاشق شد

آنچنان کز سوره ها بر دل فقط کوثر نشست بین صحنت جای خواهر بر لبم مادر نشست انقدر سائل که در این صحن پشت در نشست بیشتر از آن یتیم امد و بالا سر نشست

ادامه »