اشعار ویژه (پیشنهادی)

قد هلالی

ای مسیح خانه ی مولی الموالی مجتبی
مظهر حُسن خدای لایزالی مجتبی
“ابن شهر آشوب” اینگونه روایت میکند
چون پیمبر صاحب شان و جلالی مجتبی

بیشتر بخوانید »

بخشید

هر آنچه بود برایش به این و آن بخشید
چنانچه آخر سر لقمه از دهان بخشید

اگر چه حاجت مردم فقط زمینی بود
چه رزق ها که به آن ها از آسمان بخشید

بیشتر بخوانید »

برخیز حسینم

برخیز و ببین عاقبت و آخرمان را
لبهای ترک خورده و چشم ترمان را

برخیز که از باغ خزان خورده ببینی
گل های کبود آمده ی پرپرمان را

بیشتر بخوانید »

عزیز قبیله

ای بزرگ، ای جلیله، یا زینب
ای عزیز قبیله، یازینب
ای عقیله، عقیله، یازینب
عمه ی بی بدیله، یازینب

بیشتر بخوانید »

و ما ادراک ما زینب

هرچه دارند سینه زنها از دعای زینب است
هرچه می بارند قطعا از عطای زینب است

هیئت و بزم و عزا و روضه و هرچه که هست
کلهم از برکت آه و نوای زینب است

بیشتر بخوانید »

گدای اهل بیت

من گدای اهل‌بیتم، شاه می‌خواهم چه‌کار
مات روی اهل‌بیتم، ماه می‌خواهم چه‌کار

ای که داری ادّعای کشف و عرفان! دور شو!
در مسیر اهل‌بیتم، راه می‌خواهم چه کار
بیشتر بخوانید »

چهل شب

اگرچه پایِ فراقِ تو پیرتر گشتم
مرا ببخش عزیزم که زنده برگشتم

شبیه شعله‌یِ شمعی اسیر سوسویم
رسیده‌ام سرِ خاکت ولی به زانویم

بیشتر بخوانید »

عزیز الزهرا

گرچه غمدیده و بی تاب ولی برگشتم
من به خاک غمت امروز معطر گشتم
من چهل روز فقط همسفر شمر شدم
من چهل روز فقط همقدم سر گشتم

بیشتر بخوانید »

سلیمان بی خاتم

از اول گل هر سخن بود زینب
کسای روی پنج‌تن بود زینب
چنان مادرش ممتحن بود زینب
بدون تبر بت شکن بود زینب

بیشتر بخوانید »

خون جگر

سرِ خاکِ تو بی خبر آمدم
عزادارمو خون جگر آمدم
دُرست است بی بال و پر آمدم
به شوقِ تو اما به سر آمدم

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن