شعر شهادت حضرت رقيه (س)

خرابه

خرابه

 

آمدى جانم به قربانت..ولى حالا چرا؟
آمدى كنج خرابه آمدى…اينجا چرا؟

نيزه دارت با همه لج كرد اى بالا نشين
بر زمين ميزد سرت را هى از آن بالا چرا؟

عمه ام ميگفت تو آئينه ى مادر شدى
من نفهميدم شبيه حضرت زهرا چرا؟

من كه اسمش را نميدانم…ولى خيلى بد است
مى شود از او بپرسى ميزند من را چرا؟

تشنه بودم مثل تو..اما نه بابا…مثل تو
تا كه گفتم آب،زد…هى زد…زدم…بابا چرا؟

آرمان صائمى

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

موافق شرایط هستم.

بستن
بستن