شعر خادمين روضه و هيئتمتفرقه

سالگرد سيد جواد ذاكر

خادم فراوان دارد این خانه
امّا کسی مانندِ قنبر نیست
حالا تمامِ شهر می دانند
هر ذاکری مدّاحِ حیدر نیست

هر ذاکری ذاکر نخواهد شد
ما را شعورِ تو حسینی کرد
دیوانگانِ عشقِ زینب را
شیرین تر از شورِ تو درسر نیست

هرگز نخواندی روضه از مادر
امّا همیشه صورتت سرخ است
آری … برایِ غیرتِ سادات
سنگین تر از سیلی به مادر نیست

یک عمر پایِ حرفِ خود ماندی
وقتی فقط از یک علی خواندی
در مسلکِ تو هیچ آقایی
فاتح تر از سردارِ خیبر نیست

گفتی رفیقِ خوب پیدا کن
چشم از گناه و معصیت بردار
گفتی اگر مجنونِ لیلایی
زیباتر از شهزاده اکبر نیست

گفتی دِلت را کربلایی کن
کرب و بلا تنها به رفتن نیست
گفتی که مشهد رفتنِ مسکین
از حجِّ ثروتمند کمتر نیست

گفتی که ثروتمند هم باشی
اینجا درِ این خانه محتاجی
یعنی لباسِ مشکی هیئت
با ثروتِ عالم برابر نیست

گفتی اگر حبِّ علی کفر است
من کافرِ بی دین و ایمانم
چون هیچ فرقی جز خدا بودن
بینِ خدا و بینِ حیدر نیست

این روزها حبِّ علی کفر است
این روزها دین جز سیاست نیست
این را فقط تو خوب فهمیدی
جایِ سیاست رویِ منبر نیست

ما از تبارِ ذوالفقاریم و
از خنجرِ دشمن نمی ترسیم
زیر لوایِ حضرتِ زینب ( س )
ترس از عذابِ روزِ محشر نیست

ابراهیم زماني

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

موافق شرایط هستم.

بستن
بستن