شعر ولادت امام باقر (ع)

ظهور علم

گوهر از بطن دریا تا هویدا می‌شود امشب
جمال ایزد منان تجلا می‌شود امشب

ملک در باغ رضوان است دست افشان، که از ره کِی
گل زهرای مرضیه شکوفا می‌شود امشب

به یمن مقدم باقر، امام پنجم شیعه
مدینه باز هم عرش معلا می‌شود امشب

زمین و آسمان را نور باران کرده حق، زیرا
علی‌بن‌الحسین این بار بابا می‌شود امشب

ملائک صف به صف اِستاده، در کف جام مِی دارند
دوباره آبِ کوثر هم گوارا می‌شود امشب

علی و فاطمه بانیِ این جشن و سرور هستند
چه جشنی در ثریاّ باز بر پا می‌شود امشب

خدای حلم و علم و حکمت از ره می‌رسد وقتی
تمام علم در یک جمله معنا می‌شود امشب

ز دامانِ عروسی پاک دامن در اذانِ صبح
گلی زیبا به عالم باز اِهدا می‌شود امشب

نیازی نیست دریا موج بردارد به پای او
دو چشم مادرش آنگونه دریا می‌شود امشب

گدایی پشت دربِ خانه بنشسته به امیّدی
تمام شهر هم آید پذیرا می‌شود امشب

زمستان هم که باشد روزهای عاشقی گرم است
که با لبخندِ گرمش فصلِ گرما می‌شود امشب

امامِ باقر از ره می‌رسد ظلمت عَدَم گردد
و درد عاشقی با او مداوا می‌شود امشب

بشارت می‌دهد جبریل بر زهرا و بر حیدر
که یک غنچه ز نسل فاطمه وا می‌شود امشب

رضا باقریان

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن