شعر مصائب اسارت شام

عزیزان خداییم

عزیزان خداییم

شامیان خون به دل خون شده ی ما نکنید
خنده بر گریه ی ذریه ی زهرا نکنید

ما عزادار عزیزان خداییم ولی
پیش چشم اسرا هلهله برپا نکنید

پای سرهای بریده همگی رقصیدید
لااقل سنگ،نثارِ سر بابا نکنید

گاهی از نیزه زمین خورد سرِ دلبر ما
نقش مرکب دگر آن راس دل آرا نکنید

سر بازار اگر قافله را هو کردید
عمّه ام را سر بازار تماشا نکنید

گرچه ناموس مرا بزم شراب آوردید
صحبت از طفل و کنیزی دگر اینجا نکنید

محمود اسدی(شائق)

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

موافق شرایط هستم.

بستن
بستن