شعر شهادت حضرت معصومه (س)

عمه ی سادات

عمه ی سادات

هم آفتابی و هم سایه بر سرم داری
یک آسمان کرم و لطف دم به دم داری

تو آیتی ز بهشتی که آمدی ایران
به روی دوش خودت بیرق کرم داری

امامزاده ی موسی بن جعفری اما
برای فاطمه در شهر قم حرم داری

برای بخشش هر چه گناه، ای بانو
به روی نامه ی اعمال ما قلم داری

تو مثل عمه ی سادات بر فراز حرم
به عشق گنبد سلطان خود علم داری

به زیر پای تو گل ریخت قم ولی پیداست
برای روضه ی زینب همیشه غم داری

نه ازدحام حرامی، نه بزم نامحرم
چه قدر دور و برت چشم محترم داری

شراب بود و کباب و رباب هم بود و …
یزید گفت به مطرب بزن، چه کم داری؟!

 امیر عظیمی

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

موافق شرایط هستم.

بستن
بستن