شعر شهادت امام حسن عسكری (ع)

غریب شهر

به آسمان نرسم تا هوایی‌ام نکنی
کجا روم من اگر سامرایی‌ام نکنی

بگو میانِ گدایانِ خویش جایی هست
نگاه بر مَن و بی دست و پایی‌ام نکنی

بقیع پنجره فولاد کنجِ شش گوشه
خوشم به این دوسه جا هرکجایی‌ام نکنی

سرم به چوبه‌ی سرداب میزنم به سرم
اسیر این شب سردِ جدایی‌ام نکنی

هنوز از سفر اربعین مریضِ توام
دوا ندارم اگر کربلایی‌ام نکنی

نگاه کن به بزرگی خود ولی نظری
به طرزِ نابلدیِ گدایی‌ام نکنی

غریبِ شهر مرا کُشت آتشِ جگرت
مرا ببر که بمیرم به خانه‌ی پدرت

حسن لطفی

برچسب‌ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن