شعر گودال قتلگاه

یا عطشان

دوباره یک شب جمعه! دوباره آه حسین!
رسیده تا همه جا بوی قتلگاه! حسین!

دوباره فاطمه دارد بُنَیّ میخواند
گرفته زمزمه دارد بُنَیّ میخواند

لباس دوخته بودم کجاست پیرهنت؟!
گرفت‌ پهلوی من وقت دست و پا زدنت!

هرآنچه نیزه که آمد دراآمد از پشتت!
عقیق رفته که رفته!کجاست‌ انگشتت؟؟

سید پوریا هاشمی

برچسب‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن