شعر مدح و مناجات

کرم زینب

هر که به هر جا رسد از کرم زینب است
بوی خوش کربلا از حرم زینب است

طیّ زمان ها نرفت یک اثر از پرچمش
ملک سلیمان که نیست ، این علم زینب است

بیشتر بخوانید »

خانه ی فاطمه

 

خانه ی فاطمه امروز تماشا دارد
تحفه ای از طرف عالم بالا دارد
سجده ی شکر علی دارد و این…جا دارد
پس از این خون خدا زینب کبرا دارد

بیشتر بخوانید »

روحِ صَلات

 وصفِ آن کَس که نگُنجد به دهان فاطمه است
مدحِ آن زن که خُدا کرده بیان فاطمه است

روزِ مَحشر که خَلائِق همه حِیران هستند
آنکه بَر ماست فقط دل نگران فاطمه است

بیشتر بخوانید »

تنبیه

بر سر به زیر، سایه‌ی بالابلند باش
در روزگار تلخِ منِ خسته قند باش

سائل بساط کرده خودش را؛ بیا بخر
ای پادشاه، مشتریِ مستمند باش

بیشتر بخوانید »

چشم خشکیده

نوکرت را برده ای بالا،که آقایش کنی
در میان گریه کن های خودت،جایش کنی

پشت در..سایل ز دستانت گرفت و بال زد
جای دارد بر گدایت باز معنایش کنی

بیشتر بخوانید »

مقصود

گل که شد مقصود،حتی خار حاجت می دهد
خار با تو می شود گلزارحاجت می دهد

زینب و زهرا بماند فضه هم جای خودش
توی این خانه در و دیوار حاجت می دهد

بیشتر بخوانید »

فصل خزان

يك جورهائي عاشقم فصل خزان را
آموختم از برگ ريزان بذل جان را

-گرمي عشق تو مرا زنده نگه داشت
-با مهر تو لازم ندارم اين و آن را

بیشتر بخوانید »

وطن

 مقدر است سری روی تن نداشته باشی
تنی نداشته باشی کفن نداشته باشی

به قصد سینه ی عشاق خود جلای وطن کن
بیا قبول کن اصلا وطن نداشته باشی

بیشتر بخوانید »

با گریه

آنانکه وقت مرگ دم از آبرو زدند
هفته به هفته پیش تو با گریه رو زدند

از شوق اینکه باز کنی در به رویشان
هر در که داشت عطر تورا کو به کو زدند

بیشتر بخوانید »

اشک روضه

دوباره پر شده قلب من از هوای شما
گرفت دست مرا اشک روضه های شما
دوباره بی سر و سامان روضه ها هستم
چراغ راه شبم پرچم عزای شما
بیشتر بخوانید »

بستن
بستن