شعر روضه حضرت زینب

اشعار ویژه (پیشنهادی)

شهر شام

خدا بخیر کند باز ازدحام شده
زمان روضه جانسوز شهر شام شده

تمام شهر برای نظاره جمع شدند
عذاب حضرت زینب نگاه عام شده

بیشتر بخوانید »

شعر مصائب اسارت شام

ریسمانِ بازویم

چنان به جای تو در هر کجا سخن گویم
که خلق جزتو نبیند تجلی از سویم

به جنگ آمده ام با کلام چون تیغم
حمایلم شده این ریسمانِ بازویم

بیشتر بخوانید »

شعر بازگشت كاروان به مدينه

کجایی که

کجایی که ببینی غم گرفتم
عزاداری برا تو کم گرفتم
کجایی که ببینی دم گرفتم
هنوزم معجرو محکم گرفتم
بیشتر بخوانید »

شعر بازگشت كاروان به مدينه

کاروان قبیله ی دریا

از میان غباری از اندوه

از دل ریگهای صحرا ها

کاروانی ز راه آمده بود

کاروان قبیله ی دریا

 

تا که پرسید از مدینه بشیر

کيست درشهرتان بزرگ شما

همه  گفتند بیت ام بنین

هست در کوچه ی بن الزهرابیشتر بخوانید »

بستن
بستن