شعر ولادت اهل بيت (ع)

یا رسول الله

گرفته نورِ وجودِ تو آسمانها را
اِحاطه کرده زمین را و هم زمانها را

شُکوه داده ظُهورت به عالمِ هستی
وقار داده حُضورِ تو کهکشانها را

بیشتر بخوانید »

روی عشق

قلم به دست گرفتم دوباره بنویسم
نهاد عشق شدم تا گزاره بنویسم
حروف شمسی خود با ستاره بنویسم
توان گرفته‌ام از یک عصاره بنویسم
بیشتر بخوانید »

یا رسول الله(ص)

می وزد در سینه ها عطر گلستان شما
می دمد نور خدا از عمق چشمان شما

نوبهاری در دل ماه ربیع الاوّل است
خنده زد گل در حضور روی خندان شما

بیشتر بخوانید »

صادق آل محمد

صدق درگفتارتو کامل نمایان می‌شود
اهل بدعت ازکلام تو هراسان می‌شود

مکتبی تأسیس کردی بر مدار مصطفی
دین احمد جان گرفته مثل باران می شود

بیشتر بخوانید »

نبی مکرم

می بنوش از پیاله‌ی توحید
سجده‌ای کن حواله‌ی توحید
می‌رسد از سلاله‌ی توحید
آنکه در عرش احمدش خوانند
در زمین هم محمدش خوانند

بیشتر بخوانید »

آفتاب حیات

آمد و با نسیم امدنش
خاک تیره ستاره کاری شد
و هوای گرفته ی مکه
از نفس های او بهاری شد

بیشتر بخوانید »

مکتب تو

دلم به غیر شما با کسی موافق نیست
گلی به عطر خوش پیچک و شقایق نیست

به دست آتش دوزخ همیشه در بند است
به نام نامی تو هرکسی که عاشق نیست

بیشتر بخوانید »

رحمت حق

حق رسیده است بگوئید که باطل برود
علم آمد که همی زاهد جاهل برود

وحدت از بارقه اش, جلوه ی دیگر دارد
آمد او تفرقه از بین قبایل برود

بیشتر بخوانید »

مقام نبی

به نام قبله شاه نجف, به نام نبی
منم غلام علی و منم غلام نبی
علی و فاطمه, داماد و دخترش هستند
چه بیش ازین بنویسیم از مقام نبی
بیشتر بخوانید »

یا رحمة للعالمین

از کتاب وصف تو یک حرف هر کس خوانده باشد
از سر حیرت دهانش چون حرا وا مانده باشد

هر کسی از سجده بر نورت تمرد کرد, رد شد
عدل حق است این که شیطان را ز عرشش رانده باشد

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن