قدم نهاده به دنیا ستون خانهء کعبه
خدای عشق رسید از درون خانهء کعبه
درید پیرهن و هو کشید و قهقهه سر داد
خدا خودش شده مات از جنون خانهء کعبه
قدم نهاده به دنیا ستون خانهء کعبه
خدای عشق رسید از درون خانهء کعبه
درید پیرهن و هو کشید و قهقهه سر داد
خدا خودش شده مات از جنون خانهء کعبه
صبح خلقت که خدا حضرت آدم را ساخت
دمِ در بود مسیحا که علی دم را ساخت
اولین روز علی بود و نبی بود و خدا
دومین روز علی قبلهی عالم را ساخت
چه زجری میکشم میبینمت در بستر اینگونه
نزد پروانهای مثل تو زهرا پر پر اینگونه
اگر من آمدم خانه نیازی نیست برخیزی
نیا جان علی دیگر خودت پشت در اینگونه
چه زجری میکشم میبینمت در بستر اینگونه
نزد پروانهای مثل تو زهرا پر پر اینگونه
اگر من آمدم خانه نیازی نیست برخیزی
نیا جان علی دیگر خودت پشت در اینگونه
به دین “محمد” به وحدت قسم
به حشر و به دوزخ به جنت قسم
به ام الکتابِ کتابِ مبین
قسم به مربیِ روح الامین
ای که جانم فدای این جانان
عید مبعث غدیر را قربان
آن غدیری که فاش در قرآن
گفته «أکمَلتُ دینُکُم» یزدان
سلام حضرت بانو گدا نمیخواهی؟
عزیز ضامن آهو گدا نمیخواهی؟
دلم گرفته به غم خو گدا نمیخواهی؟
شدم اسیر هیاهو گدا نمیخواهی؟
در حرم قصد دلبری دارد
هرکسی حال بهتری دارد
به همه گفته ام که معصومه
گردنم حق مادری دارد
عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد
رمضان تازه از امشب رمضان خواهد شد
خبر آمدنش بین گداها پیچید
همه گفتند فراوانی نان خواهد شد
پرچم حُسن به دستان تو جا خوش کرده
هیبت اللهِ علی در تو تراوش کرده
چه غم از تاریکی قبر که تو فانوسی
همهی دهر چنان نهر و تو اقیانوسی
یار و همسنگر نبی مددی
بهترین همسر نبی مددی
بی نظیر است عطر گلشن تو
فاطمه پرور است دامن تو