نسیم…خوش خبری کن ، از آن سرا چه خبر….؟؟
به گوشِ خسته دلان گو که کربلا چه خبر…..؟؟
آهای فطرسِ خوش بال و پر تو بعدِ سلام….
بگو به شاه که از حالِ قلب ما چه خبر….؟؟
نسیم…خوش خبری کن ، از آن سرا چه خبر….؟؟
به گوشِ خسته دلان گو که کربلا چه خبر…..؟؟
آهای فطرسِ خوش بال و پر تو بعدِ سلام….
بگو به شاه که از حالِ قلب ما چه خبر….؟؟
منو یادت میاد آقا هنوزم من همون بچم
که دست توو دست بابام بین دسته راه میرفتم
همون بچم که تا اسم ابالفضلو میاووردن
توو فکرم با خیال صورتش تا ماه میرفتم
طراوت همه ی روضه ها ! امام زمان !
شبی به روضه ی ما هم بیا امام زمان
فقط به لطف دعای تو حالمان خوب است
همیشه باخبر از حال ما امام زمان!
دنیا ندارد قیمتی وقتی که آقا نیست
در عصر غیبت زندگی کردن که زیبا نیست
باید بسوزیم و بسازیم از فراق یار
هرکس نمی سوزد در این هجران که از ما نیست
مینویسیم که دلدار بخواند ما را
کاشکی نامهرسانی برساند ما را
چه بگوییم، که اعدامِ صدا آزاد است
مینویسیم قلم منتقمِ فریاد است
او را به دلربایی خالش شناختند
از باده ی طهور و حلالش شناختند
در ساق عرش کسوت او را درختها
با سبز رنگ بودن شالش شناختند
چقدر اشک بریزم ز جدایی آقا
من دلم تنگ شده تنگ, کجایی آقا
همه دارند به تنهایی من میخندند
به همه گفته ام این جمعه می آیی آقا
اشک را از چشمهسارِ دیدۀ تر میکِشم
دارم از اندوه تو آهِ مکرر میکشم
من به تلخی فراقت سخت عادت کرده ام
جام زهرِ دوریات را شب به شب سر میکشم
منو ببخش برای لحظه هایی
که بردم از یاد تو رو مهربونم
از من فقط بدی رسید و تنها
خدا به خاطر تو داد امونم
پروانه سوخت در دل شعله…، پری نداشت
فرجام عشق عاقبت بهتری نداشت
فرهاد را مُصیبتِ شیرین هلاک کرد
درد فراقدیده که درمانگری نداشت
همین که دل به هوایش قرار می گیرد
غروب جمعه دلم بوی یار میگیرد
نشسته ام بنویسم که می رسد از راه
دوباره دست مرا آن سوار می گیرد
سلام عشق قدیمی سلام عزیزدلم
امید بخش دل خاص و عام عزیزدلم
بیا ز غیبت و امشب به محفل ما باش
قدم گذار روی چشم هام عزیزدلم