فاتحه مع الصلوات

همه رفتند روز سوم در
مجلس ختم مادر سادات
از قضا قاتلش هم آنجا بود
داد زد فاتحه مع الصلوات

بی بی جانم

شهر مدینه زندگی ام را نظر زد
شاخ گل امید من را با تبر زد

کشتی امید علی پهلو نگیری
از این علی دلشکسته رو نگیری

یا فاطمه الزهرا(س)

هرکس که پانهاد به راه هدایتش
شد عاقبت بخیر به لطفِ محبتش

گمنامِ عاشقی که نمانده نشان از او
از فاطمه رسیده براتِ شهادتش

علی مظلوم

این شب تاریک رو در روی تو
کار من سخت است با بازوی تو

تازگی دارد برایم روضه ات
خون سرازیر است از پهلوی تو

یا زهرا(س)

دستی از راه رسید و به رخت جا انداخت
پایی از راه رسید و جلویت پا انداخت

یک‌نفر که دلش از بغض علی میجوشید
ضربه‌ای زد به در خانه و در را انداخت

بیا ای تمام کَس و کار من
شفای نفس های تب دار من

بیا تا کمی گریه از غم کنیم
کمی داغ این شعله را کم کنیم

روضه مادر

آه تو گرم است قلبم داغ شد
طاقت ما پیش صبرت طاق شد

در نگاهت حرف نامعلوم چیست
استخوان مانده در حلقوم چیست

باورش سخت است پیرت کرده است

زهرای من

با اینکه گفته خوب و روبه‌راهم
با اینکه گفته پر توونم اما
طبق تموم دیده‌های فضه
نمازشو نشسته خونده زهرا

یا فاطمه الزهرا(س)

آفرینش بی‌هدف می‌شد اگر زهرا نبود
‌دُرّ هستی بی‌صدف می‌شد اگر زهرا نبود
‌
‌بهجه قلب پیمبر؛ کوثری بود از بهشت
‌قلب پاکش بی‌شعف می‌شد اگر زهرا نبود

آه

درد است بین سینه و دردا نمی‌رود
غمگینیِ مدینه دریغا نمی‌رود

آه ای رفیق زندگی‌ام هرچه می‌کنم
دلشوره‌ی فراق، رفیقا نمی‌رود

یا زهرا(س)

مثل هر شب خواب را در بسترش تنها گذاشت
رفت پای جانمازش روی دنیا پا گذاشت

با قیامش آسمان می‌رفت زیر چادرش
قابِ قوسینِ رکوعش عرش را هم جا گذاشت

وای مادرم

شب شد دوباره دردهایم بیشتر شد
ابری شد این چشم کبودم باز، تر شد

آنقدر می لرزد تنم از وضع پهلو
زحمت برای فضه مثل هر شب تا سحر شد

مادر

دلم گرفته چه گویم چه کرده با ما، در
چه شکوه ها که نمودست مادرم با،در

دربهشت برین، درب جنت الاعلی
دری که بود فرا روی عرش اعلا، در

زهرای من

رخت می‌شستی به دستی و جراحت داشتی
کاش می‌دیدم کمی هم استراحت داشتی

از سرِ شب تا دم صبح آه بود و زینبت
کاش بی گریه بگوید خوابِ راحت داشتی

علی جانم

بی تو من غم را به این کاشانه دعوت میکنم
روز را با خویش و شب با چاه صحبت میکنم

گاه می‌گریم کنار آسیاب خانه ات
گاه با دیوار و در ذکر مصیبت میکنم

یاسِ نیلوفری ام

ای همای علوی! بال و پرت افتاده
یاسِ نیلوفری ام! برگ و برت افتاده

چشم پوشانده ای از چشم علی، حق داری
ماهِ من! هاله به دور قمرت افتاده

دکمه بازگشت به بالا