دستی از راه رسید و به رخت جا انداخت
پایی از راه رسید و جلویت پا انداخت
یکنفر که دلش از بغض علی میجوشید
ضربهای زد به در خانه و در را انداخت
بیا ای تمام کَس و کار من
شفای نفس های تب دار من
بیا تا کمی گریه از غم کنیم
کمی داغ این شعله را کم کنیم
آه تو گرم است قلبم داغ شد
طاقت ما پیش صبرت طاق شد
در نگاهت حرف نامعلوم چیست
استخوان مانده در حلقوم چیست
باورش سخت است پیرت کرده است
با اینکه گفته خوب و روبهراهم
با اینکه گفته پر توونم اما
طبق تموم دیدههای فضه
نمازشو نشسته خونده زهرا
آفرینش بیهدف میشد اگر زهرا نبود
دُرّ هستی بیصدف میشد اگر زهرا نبود
بهجه قلب پیمبر؛ کوثری بود از بهشت
قلب پاکش بیشعف میشد اگر زهرا نبود
درد است بین سینه و دردا نمیرود
غمگینیِ مدینه دریغا نمیرود
آه ای رفیق زندگیام هرچه میکنم
دلشورهی فراق، رفیقا نمیرود
مثل هر شب خواب را در بسترش تنها گذاشت
رفت پای جانمازش روی دنیا پا گذاشت
با قیامش آسمان میرفت زیر چادرش
قابِ قوسینِ رکوعش عرش را هم جا گذاشت
شب شد دوباره دردهایم بیشتر شد
ابری شد این چشم کبودم باز، تر شد
آنقدر می لرزد تنم از وضع پهلو
زحمت برای فضه مثل هر شب تا سحر شد
دلم گرفته چه گویم چه کرده با ما، در
چه شکوه ها که نمودست مادرم با،در
دربهشت برین، درب جنت الاعلی
دری که بود فرا روی عرش اعلا، در
رخت میشستی به دستی و جراحت داشتی
کاش میدیدم کمی هم استراحت داشتی
از سرِ شب تا دم صبح آه بود و زینبت
کاش بی گریه بگوید خوابِ راحت داشتی
بی تو من غم را به این کاشانه دعوت میکنم
روز را با خویش و شب با چاه صحبت میکنم
گاه میگریم کنار آسیاب خانه ات
گاه با دیوار و در ذکر مصیبت میکنم
ای همای علوی! بال و پرت افتاده
یاسِ نیلوفری ام! برگ و برت افتاده
چشم پوشانده ای از چشم علی، حق داری
ماهِ من! هاله به دور قمرت افتاده
هوای شهر دلگیره ، حصاری دور دنیاشه
عجب بُغضی علی داره ، چه دردی بین چشماشه
خوشیِ اهل هر خونه ، به مادر بستگی داره
اگه مادر زمینگیر شه ، تموم خونه می پاشه
امشب تمامِ هستِ علی بندِ یک دم است
هر قدر اگر بگویم از این بیکسی کم است
این بغضِ بی صدایِ نهان در پسِ گلو …
آهی به وسعتِ همه آفاقِ عالم است
نشسته بود سر خاک و در بغل زانو
خجل ز چشم کبود و کبودیِ بازو
خودش به دست خودش گل به خاک می کرد و
درون خلوت خود سینه چاک می کرد و
چادر خاکی علی را پیر کرد
یک شب ِ او را ز دنیا سیر کرد
جمله ای تکرار میشد در سرش
پس چرا اِنقدر زهرا دیر کرد