وقتی تو آگهی که چگونه عطا کنی
حتما صلاح بوده که ما را جدا کنی
از راه دور محضرتان می دهم سلام
از راه دور گوشه نگاهی به ما کنی
خودت بگو دل بیچاره ام ، چه کار کند
به جز خودت ، به کدامین طرف فرار کند
اگه بنا به رهاییِ صید بود ، اصلا…
روا نبود نگاهت ، مرا شکار کند
ای مصحف صد پاره ای عشق و امیدم
بعد از چهل روز آمدم اینجا رسیدم
برخیز از جا تا در آغوشم بگیری
من بی تو حتی دیگر از جانم بریدم
سلام ایسوارهها سلام ایپیادهها
سلام ایعمودها، موکب بین جادهها
سلام ای ارادت دهاتیان و سادهها
سلام بیامان ما، به آستان اربعین
درود بیکران ما به زائران اربعین
بیابانی که خون بر قلب زینب شد همینجا بود
همانجا که تن تو نامرتب شد همینجا بود
تنت پامال سم چند مرکب شد همینجا بود
اسیر مردمان نامؤدب شد همینجا بود
بعد چهل روز و چهل شب عزیزم
خواهرت اومده با دل حزین
من بدون تو مدینه نمیرم
پاشو که منتظره ام بنین
از من غریب تر احدی در جهان نبود
جانا فراق،حقّ من نیمه جان نبود
یک اربعین برای غمت گریه کرده ام
در صورتم به جز غم و اشک روان نبود
وقت وداع بود و شروع غمِ حرم
رفتی کنار زینب و گفتی که خواهرم:
دیدم در این میانه من امروز هی فراق
هی زخم روی زخم و فقط داغ پُشتِ داغ
خواهرت از سفر اومد عزیزم
شب هجرون به سر اومد عزیزم
اینجا بود صدای پهلوت در اومد
اگه گریهمون در اومد عزیزم
عقل مات است از مقاماتش
صبر یعنی نزول آیاتش
جان بقربان احتراماتش
عرش تا فرش از عنایاتش..
دمت کجاست مسیحا، منم، مسیحا من
مباد زندگی بی توأم ، مبادا من
سر مزار خودم زار میزنم یا تو؟
((تویی که در دل این خاک خفته ای یا من؟))
هجران عاشقانهء ما مستدام شد
فجر سپید طالع ما رو به شام شد
آن بانویی که مرجع حوّا و مریم است
با زادهء زیادِ لعین همکلام شد
از کجای ماجرا برات بگم
از کدوم دشمن بی حیات بگم
اگه قول میدی که طاقت بیاری
یه کم از حال مخدرات بگم
بالانشین نیزه ها چله دگر سرآمده
چله نشین ماتمت جانب پیکر آمده
خیز ز جا برادرم سید و میر و سرورم
جلوه نما تو در برم خواهر مضطر آمده
به نام شَهَنشاهِ بی سر : حسین
نوشتیم بالای دفتر حسین
هم اول حسین و هم آخر حسین
سپردیم دل را به دلبر ؛ حسین!
اربعین هنگامهی دنبالهدار زینب است
اربعین آری شکوه کارزار زینب است
اربعین یعنی حسینی بودن و زینب شدن
اربعین در امتداد اقتدار زینب است