یا اخا بی تو نخواهم همه‌ی دنیا را

یا اخا بی تو نخواهم همه‌ی دنیا را
به دلم ریخته این دشت، همه غمها را

از همان لحظه که شد خیمه بپا، قلبم ریخت
هر طرف می‌شِنوم زمزمه‌ی زهرا را

روی خار این بیابان اسب زخمی میشود

له شدیم از درد دوری ، زور دنیا را ببین
کار دنیا را ببین و حسرت ما را ببین

قبل عاشق بودنش دریا کویری خشک بود
اشک ها وقتی که راه افتاد دریا را ببین

واویلا حسین جانم

سالیانیست نشستیم کنار گذرش..
تا بیوفتد به سر ما کمی از خاک درش

پدرم باد به قربان همان بانویی..
که به اون نائبه الفاطمه گفته پدرش

آمد ارباب

آمد ارباب! سلامت سرش ان شاءالله
حرز زهراست به دور و برش ان شاءالله

کاروان از سفر حج به سلامت آمد
بار ماتم نکشد هاجرش ان شاءالله

ای تو در اوج‌ترین قله‌ی باور زینب

ای تو بشکوه‌ترین سرو تناور زینب
ای تو در اوج‌ترین قله‌ی باور زینب
ای نفسگیرترین جلوه‌ی حیدر زینب
ای جگردارترین تیغِ دو پیکر زینب

بیا برگردیم حسین

من قرارم بی تو بی قراریه
بیا برگردیم حسین ، چه کاریه
یاد حرف مادر افتادم ، میگفت :
امون از رنج و بلای ماریه

اینجا کجاست؟

یالَلعجب چه حال عجیبی است حال من
اینجا کجاست؟ دلهره دارد سؤال من

گفتند کربلا و دلم ریخت بی هوا
حس می کنم تمام شد آخر مجال من

وای از دل زینب(س)

وقتی رسید قافله ، معجر هنوز بود
عباس و هرچه داشت دلاور هنوز بود

وقت فرود آمدن از روی ناقه اش
پای رکاب گشته ی اکبر هنوز بود

آقای غریبم

گرمی نور ، عزادار غم توست هنوز
باد ، هم سوخته ی سوز دم توست هنوز

ای به نی رفته جسارت شده آقای غریب
سر عشاق همه در قدم توست هنوز

با اجازه از خداوند تعالای حسین

با اجازه از خداوند تعالای حسین
اول ماهی زدم دل را به دریای حسین

بادبانِ عشق وا شد،ناخدا آماده است
باز کشتی نجات شاه راه افتاده است

دردهایم را دوا کردی حسین

با نگاهت دردهایم را دوا کردی حسین
خیر عالم را به این نوکر عطا کردی حسین

دست هایم را گرفتی و نجاتم داده ای
تا مرا با روضه هایت آشنا کردی حسین

سینه ام پر شد از هوای حسین

سینه ام پر شد از هوای حسین
جان ندارد جهان ورای حسین

نشنیده ست گوش جان خوشتر
تا نوا بوده از نوای حسین

بسم رب النور رب العشق رب العالمین

بسم رب النور رب العشق رب العالمین
بسم احمد، بسم زهرا و امیرالمؤمنین

بسم رب الجود بسم مجتبی بسم الکریم
بسم ثارالله بسم الله رحمن الرحیم

دوباره محرم است

این روزها که روزی گریه فراهم است
ای روضه‌خوان بخوان، که دوباره محرم است

با عشق‌و‌شور در دل هر کوچه دیده‌ام
در دست کودکان محل طبل و پرچم است

حسین جانم

من زنده ام به عشق محرم حسین جان
شکر خدا به روضه رسیدم حسین جان

جز اینکه پای روضه ی تو زندگی کنم
شوقی نداشتم به دو عالم حسین جان

محرم

دنیای خیر با تو معادل نمی شود
دیوانه ی نگاه تو عاقل نمی شود

قلبی که خالی از هوس کربلا ی توست
یک قطعه سنگ می شود و دل نمی شود

دکمه بازگشت به بالا