شعر مدح و مناجات امام زمان (عج)

طراوت همه ی روضه ها ! امام زمان !

طراوت همه ی روضه ها ! امام زمان !
شبی به روضه ی ما هم بیا امام زمان

فقط به لطف دعای تو حالمان خوب است
همیشه باخبر از حال ما امام زمان!

یا صاحب الزمان(ع)

دنیا ندارد قیمتی وقتی که آقا نیست
در عصر غیبت زندگی کردن که زیبا نیست

باید بسوزیم و بسازیم از فراق یار
هرکس نمی سوزد در این هجران که از ما نیست

بسم‌ربّ‌الْقلم ای آیه‌ی موعود سلام

می‌نویسیم که دلدار بخواند ما را
کاشکی نامه‌رسانی برساند ما را

چه بگوییم، که اعدامِ صدا آزاد است
می‌نویسیم قلم منتقمِ فریاد است

شعر فراق امام زمان(عج)

چقدر اشک بریزم ز جدایی آقا
من دلم تنگ شده تنگ, کجایی آقا

همه دارند به تنهایی من میخندند
به همه گفته ام این جمعه می آیی آقا

یا ولی الله

اشک را از چشمه‌سارِ دیدۀ تر می‌کِشم
دارم از اندوه تو آهِ مکرر می‌کشم

من به تلخی فراقت سخت عادت کرده ام
جام زهرِ دوری‌ات را شب به شب سر می‌کشم

منو ببخش

منو ببخش برای لحظه هایی
که بردم از یاد تو رو مهربونم
از من فقط بدی رسید و تنها
خدا به خاطر تو داد امونم

یا صاحب الزمان(عج)

پروانه سوخت در دل شعله…، پری نداشت
فرجام عشق عاقبت بهتری نداشت

فرهاد را مُصیبتِ شیرین هلاک کرد
درد فراق‌دیده که درمانگری نداشت

دلم بوی یار می‌گیرد

همین که دل به هوایش قرار می گیرد
غروب جمعه دلم بوی یار می‌گیرد

نشسته ام بنویسم که می رسد از راه
دوباره دست مرا آن سوار می گیرد

سلام عزیزدلم

سلام عشق قدیمی سلام عزیزدلم
امید بخش دل خاص و عام عزیزدلم

بیا ز غیبت و امشب به محفل ما باش
قدم گذار روی چشم هام عزیزدلم

یا صاحب الزمان(عج)

کدامین ماه بین ابر و من، پا درمیانی کرد
در این ظلمت چراغی نیست تا آن را نشانی کرد

من از تاریکی شب‌های بی تو سخت می‌ترسم…
زمینم را نگاه روشن تو آسمانی کرد

هجران

ای کاش درد هجرت بر جان من بیفتد
شاید قبول لطفت ایمان من بیفتد

درمان اگر تو هستی ای کاش من بیفتم
درد است این که از پا درمان من بیفتد

تاخیر

دارد زمان آمدنت دیر می شود
دارد جوان سینه زنت پیر می شود

وقتی به نامه ی عملم خیره می شوی
اشک از دو دیده ی تو سرازیر می شود

دکمه بازگشت به بالا