شعر شهادت حضرت زهرا (س)

یا زهرا(س)

دری که بود جهان پای سفره‌ی جودش
دری که بود خدا از بهشت مقصودش

دری که در همه دوران رسید بی‌زحمت
به دیر آمدگان نیز رحمت زودش

مادر

گدایش شدیم از امید عطایش
چگونه برآریم شکر خدایش

نشستیم با انبیا فیض بردیم
سر سفره روضه های عزایش

یا زهرا(س)

جهان روشن از طلعت فاطمه است
کلام خدا ، صحبت فاطمه است
سر سفره‌ها ، برکت فاطمه است
کس و کار ما حضرت فاطمه است

مادر

(به حق گریه های بی صدامون
به عرشت میرسه امشب صدامون
خدایا بردا از عمری که دادی
بزارش روی عمر مادرامون)*

شمع شب تار علی

روز من شب شده ای شمع شب تار علی
زیر گل خفتی و بنگر به دل زار علی

بین بستر تو طبیب دل حیدر بودی
رفتی از دست من ای حامی بیمار علی

زهرای من

تو را دیدم که هم صحبت شدی با زخم بازویت
که تا وقت اذان خونابه میشستی ز پهلویت

نیامد خواب بر چشمان تو از درد اما تو
نکردی شکوه و اصلا نیامد خم به ابرویت

ای ساقهٔ شکسته

ای ساقهٔ شکسته، نیلوفر تکیده
مجروح تیغ طوفان، ای سرو سر خمیده

تا باز با صدایت این خانه جان بگیرد
حرفی بزن اگر چه، پیوسته یا بریده

بانوی من

این غریبی که ز دنیا رفته دنیای من است
اینکه خوابیده است زیر خاک زهرای من است

درب خانه سوخت و با بخت من همرنگ شد
بعد از او تنها سیاهی رنگ دنیای من است

بعد از این راحت بخوابید آی مردم ،پر کشید
اینکه خاموش است دیگر شمع شب‌های من است

زهرای من

از حال زار تو شدم آشفته تر مرو
ای محتضر ز چیست شدی مختصر مرو

نُه‌سال بوده‌ای توبرای علی سپر
با رفتنت دوباره شوم بی سپر مرو

مظلومه علی

قربونت برم چرا بلند شدی؟
چرا انقد آب و جارو میکنی
من که میدونم با چه شرایطی
خودتو پهلو به پهلو میکنی

یا زهرا(س)

تو را دیدم که هم صحبت شدی با زخم بازویت
که تا وقت اذان خونابه میشستی ز پهلویت

نیامد خواب بر چشمان تو از درد اما تو
نکردی شکوه و اصلا نیامد خم به ابرویت

یا فاطمه(س)

می زنم جار که غمخوار فقط فاطمه است
تا ابد ماه شب تار فقط فاطمه است

دشمن ما همه دنیا بشود یا نشود
غم نداریم اگر یار فقط فاطمه است

دکمه بازگشت به بالا