چشم خشک از چشم های تر خجالت می کشد
چشمه وقتی خشک شد, دیگر خجالت می کشد
سوختن در شعله ی دل, کمتر از پرواز نیست
هر که این جا نیست خاکستر, خجالت می کشد
چشم خشک از چشم های تر خجالت می کشد
چشمه وقتی خشک شد, دیگر خجالت می کشد
سوختن در شعله ی دل, کمتر از پرواز نیست
هر که این جا نیست خاکستر, خجالت می کشد
درون دشت شقایق قناریم بابا
نظر نما تو بر این بی قراریم بابا
حکایتی است فراق و ندیدن یوسف
شبانه روز در این سوگواریم بابا
دوباره زنده شدم با دعای مادرتان
قلم زدم و سرودم برای مادرتان
دوباره دفتر شعرم ستاره باران است
و شمس فاطمه بر روی جلد تابان است
کیست این بانو که هرجا می گذارد پا سر است!
خاک پایش از تمام مردم دنیا سر است!
در به خاک پایش افتادن تأمل نارواست
هر که نشناسد در این هنگامه سر از پا سر است!
ای ماه تمامِ از همه بهتر من
ای مهرمدام, سایه ی بر سر من
من سیدم ومادر سادات تویی
آه ای همه افتخار من مادر من
سیدعلی لواسانی
سرفصل شادمانی و پایان غم رسید
وقت هنرنمایی لوح و قلم رسید
بافاطمه خدابه خودش فخر میکند
برحجب و زهد وعاطفه صاحب علم رسید
نـام زهـرا ایـن دل ما را هـوایی میکند
حـضـرتالله بـا او,چــه صفایـی میکند
حـضـرت زهـرا از عالم دلـربایی میکند
کل هستی در کفش,چون اوخدایی میکند
شب تاریک کنار تو به سر می آید
نام زهرا به تو بانو چقدر می آید
آبرو یافته هر کس به تو نزدیک شده
خار هم پیش شما گل به نظر می آید
حلقه عشق اگر هست , نگین فاطمه است
وجه حق را ز ازل نور جبین فاطمه است
ز خدا آمده هر دم ز خدا می گوید
آنکه با عشق الهی است عجین فاطمه است
در این مسیر هر که هوادار می شود
ازشیعیان حیدر کرار می شود
هر کس گدای فاطمه شد عاقبت به خیر
هر کس نشد, به پیش همه خار می شود
باده در شور تمنّاست خدا می داند
آسمان محو تماشاست خدا می داند
شور در ثانیه ها , ثانیه ها در شوراست
عشق در آینه پیداست خدا می داند