شعر مدح و مناجات

واویلا

کدام پنجه رسیده به ماه پیرهنت
که خون سپیده زده در نگاه پیرهنت

به روز حشر گریبان ِ عالمی گیرد
به دادخواهی اگر آید آه پیرهنت

علی جانم

اى جنگجوى جُربزه دار بدون باخت
چون تو کسى به هیمنه کافران نتاخت

ویران که شد به دست تو خیبر، از آن به بعد
قوم یهود قلعه مستحکمى نساخت

به عشق علی(ع)

پدرم آدم شریفی بود
یا علی از لبش نمی افتاد
چون که تاب و تب علی را داشت
هیچ موقع تبش نمی افتاد

علی ای آنکه به عالم، همه جا قبله نمائی
تو نمایی ز خدایی، که خدا را بنمایی

نه فقط قبله نمائی که تو خود کعبه عشقی
تو که خود قبله ی جانی ز چه از کعبه در آیی

حکم عشق

به حکم عشق شدم دستبوس سلطانی..
که انبیا به درش میروند دربانی

گلیم کهنه این خانه را نخواهم داد
به زرق و برق دوصد قالی سلیمانی

ابوتراب

هر کس بر آستان تو سر بر زمین شود
در چشم آسمان و زمین برترین شود

وقتی ابوتراب تویی ، خاکِ پای تو
برتر ز‌ لوح و کرسی و عرشِ برین شود

یا علی مددی

باز شد از جگر سوخته راهی به نجف
طالبم طالب یک عمر نگاهی به نجف

شده مابین دوجا قبله نما سرگردان
گاه بر کعبه کنم سجده و گاهی به نجف

کوله بارم اشک

هستی ام اشک، کوله بارم اشک
حاصل عمر و روزگارم ، اشک

زائری خسته آمدم از راه
بیقرارم ، شود قرارم اشک

یارب

گناه‌کارترین بنده‌ی توام یارب
به‌جان فاطمه شرمنده‌ی توام یارب

ببین به‌پا شده بت‌خانه در دلم، اما
هنوز معتقدم بنده‌ی توام یارب

کریم اهل بیت

هر که خوانش بیش، مهمانش، گدایش بیشتر
هر کسی خیل گدایش بیش، جایش بیشتر

کلّ فرزندان زهرا سفره‌دارند و کریم
بینِ اولادِ کریمش؛ مجتبایش بیشتر

السلام ای ماه من

جمله ای از نور، روی طاقِ عرش افتاده است
میزبان هم، بهر مهمانان خود آماده است

جان ما آماده ی یک مستی جانانه شد
روزه داران! لحظه ی دیدار صاحبخانه شد

وقت نمازه

دوباره وقت نمازه
درِ آسمونا بازه
لحظه های رحمته باز
موقع عرض نیازه

دکمه بازگشت به بالا