شعر ماه مبارك رمضان

طلب کم

ما کویریم, ببارید که باران خوب است
ذره ای نم بنشیند به بیابان خوب است

بشود این دل بی ارزش ما وقت سحر
با قدم های تو چون قالی کرمان, خوب است
 

رمضان آمد

باز هم رحمت تو جاری شد
چشم خشکیده‌ام بهاری شد
در میخانه‌ات گشوده شد و
باز هم وقت سفره‌داری شد

ضربان

دلمرده ایم و یاد تو جان می دهد به ما
قلبیم و بودنت ضربان می دهد به ما

ماه خدا دومرتبه بی ماه روی تو
دارد بشارت رمضان می دهد به ما

شرمسار

می‌شود هر روز جرم و اشتباهم بیشتر
هست اما بخشش تو از گناهم بیشتر

بسکه تن دادم به عصیان و خطا این روزها
دور شد از خانه‌ات اینگونه راهم بیشتر

اگر نظر ننماید امام رضا(ع) سخت است

قسم به عشق, جدایی ز آشنا سخت است
جدایی از سحر و محفل دعا سخت است

برای دیده شب زنده دار خود گریم
قسم به اشک سحر, دوری از بکا سخت است

وقتِ اذان افتاد سمت من نگاهت

 #وداع_با_ماه_مبارک_رمضان

پایانِ مهمانی و دیگر فرصتی نیست

دل کندن از این سفره کار راحتی نیست

از خوب هایِ خوب تا بدهایِ بد را

قلبا پذیرفتی و گفتی: دعوتی نیست!

سفره دارد جمع می گردد, گدا را عفو کن

 

#شعر_مناجات_با_خدا

  1. سفره دارد جمع می گردد, گدا را عفو کن

باز هم خوبی کن و این مبتلا را عفو کن

دیگر از این توبه ها دارم خجالت می کشم

یا رب این شرمنده غرق خطا را عفو کن

شعر مرثیه امیرالمؤمنین (ع)

در اسم , اگر چه ما مسلمان هستیم
شرمنده ی دین و روی قرآن هستیم

با بار گناه رو به تو آوردیم
سوگند به جان تو پشیمان هستیم

شعر مناجات با خدا

سفره باز است, بیایید, غذا آماده است
هر کجا صحبت توبه است, خدا آماده است

شهر را با خبر از سفره ی احسان سازید
آن کریمی که کشد ناز گدا, آماده است

اهل اشک

باید برای حال زارم ناله سر کرد
یا لااقل این شام ظلمت را سحر کرد

وقت گرفتاری تو را خواندن, هنر نیست
آنکه همیشه خوانده نامت را, هنر کرد

شعر شب قدر

به امید امده ام خانه خرابم نکنی
همه کردند جوابم تو جوابم نکنی
بار ها آمدم و باز مرا بخشیدی
با کلام برو این بار خطابم نکنی

شعر مناجات با خدا در شب قدر

ای دل به دست موج هوس هر طرف مرو
با این حباب در پی کسب شرف مرو

چشم کریم مانده به راهت که در زنی
بیهوده پس به این طرف و ان طرف مرو

دکمه بازگشت به بالا