شعر ولادت اهل بيت (ع)

آرامش حسین

تا باب فیض ، رو به دلم باز می شود
شعرم به شوق مدح تو آغاز می شود
همچون کلیم کار من اعجاز می شود
احساس قلبی ام به تو ابراز می شود

عشق زینب

دوست دارم از تمام عاشقی تب را فقط
عاشقان حیران دلدارند هر شب را فقط

از ازل خوردم قسم در محضر پروردگار
وا کنم در مدح زینب تا ابد لب را فقط

بنت الحیدر

از آن روزی که این زیبنده زینب نام می گیرد
فقط از چشـــم هایِ یک نفر الهــام می گیرد

به لبخندِ برادر می سِپارد اشــک هایش را
فقط پروانه در آغـوشِ گُــل آرام می گیرد

جبل الصبر

شمشیر تیز خطبه ی تو در نیام صبر
شیری ست که تکیه زده بر کنام صبر

نام بلند توست که در اوج اقتدار
افراشته ست پرچم خود را به بام صبر

یا زینب(س)

تا ابد در اختیارت ذوالفقارِ مرتضی(ع)
هست نام مستعارت ذوالفقارِ مرتضی(ع)

لحن تو کوبنده، نافذ، کاری و بی واهمه…
میشوی با این عبارت؛ ذوالفقارِ مرتضی(ع)

طلوع خورشید

آسمان در طلوع یک خورشید

می کند روزهای خود تمدید

این چه نوریست در افق پیدا

این چه نوریست نور عشق و امید

جانم حسن

کم گفتن از مقام کریمان درست نیست
غافل شدن زحرمت آنان درست نیست
وقتی که سقف روی سر ما کشیده اند
ماندن به زیر بارش باران درست نیست

یابن الزهرا(س)

از سیره ات پیداست فرزندِ علی باشی
زندان به زندان بند در بندِ علــی باشی

جز زهر آبِ خوش نخواهی خورد در زندان
وقتی حســن باشی و فرزندِ علــی باشی

ای جلوه گاه نور

ای جلوه گاه نور سلام ای امام من
زیبا جواب میدهی آقا سلام من
کی میشود بمن تو بگویی؛ غلام من
من دلخوشم که هست به وصفت کلام من

سِرِّ عاشقی

حُسن تو سِرِّ عاشقی را برملا کرد
بر طرّه ی زلف کمندت اقتدا کرد
شکر آن خدا را که ز لطف بی مثالش
روز ازل با تو دلم را آشنا کرد

نسیمِ باد صبا

مسیر شهر مدینه ستاره باران بود
و کوچه کوچه‌ی این راه، ریسه بندان بود

مُقَّربان الهی به صف شده بودند
هوای مستی و عاشق شدن نمایان بود

صدای ربنا

هرگوشه صدای ربنا می آید
آواز خوش خدا خدا می آید

از شوق امام عسکری مست شده
خورشید ز سمت سامرا می آید

دکمه بازگشت به بالا