مناجات با خدا

نذر سحر

از روزهای گرم تابستان گذر کن

از خواب بگذر سینه را نذر سحر کن

روزه که می گیری نگاهت را نگهدار

از دیدن هر چه به جز خالق حذر کن

ببخش یا الله

 

به حقِّ فاطمه من را ببخش یا الله

مرا به حضرت زهرا ببخش یا الله

به آن نماز شکسته به پهلویی کهشکست

به قامتی که شده  تا ببخش یا الله

مرا ببخش

 

مرا ببخش که تو مهربان و رحمانی

نگفته های دلم را تو خوب می دانی

دوباره بغض گرفته گلوی من را کاش

شود به لطف نگاه تو دیده بارانی

ماه خدا

 

هر که دارد سر سودای خدا بسم الله

هر که دارد غم مهمانی ما بسم الله

 

میزبانان سحر منتظر مهمانند

هر که خواهد سحر اهل بکا بسم الله

 

جز تو کسی نیست

 

جز تو کسی نیست پناهم شود

پوشش عصیان و گناهم شود

با خبر از حال منی عفو کن

تا که سفیدی به سیاهم شود

شمیم خوش ماه یار

حس می کنم شمیم خوش ماه یار را

آهنگ ربّنای لب نوبهار را

کم کم صدای آه سحر می رسد به گوش

آهی که زنده کرده دل بی قرار را

دنیای پر فریب

 

 دنیای پر فریب مراکور کرده است

این فرع از اصول مرا دور کرده است

شیطان برای اینکه جدا باشم از خدا

دورم بساط عیش و طرب جور کرده است

دکمه بازگشت به بالا