میشود پای همـین زمزمهها توشه گرفت
به کرمْ خانهٔ شاه آمد و شش گوشه گرفت
میشود نادِعـلی گـفت و خدایی تر شد
با عـلـی زائـر دربـار دل و دلبـر شد
میشود پای همـین زمزمهها توشه گرفت
به کرمْ خانهٔ شاه آمد و شش گوشه گرفت
میشود نادِعـلی گـفت و خدایی تر شد
با عـلـی زائـر دربـار دل و دلبـر شد
یا علیِّ ابن حسین ابن علی سالاری
آمـدی مـثل عمو جانت عَلم برداری
با اذان گفتن تو کـِیـْف کند اربابم
منـطق احمـد و تـیغ حیدر کرّاری
حسین ایمانی
سر خوشم باز در هوای علی
در هوای پر از خدای علی
قلم آورده ام که بنویسم
چند خطی فقط برای علی
به دفتر قلم شعر تر می گذارد
سپس قافیه را شکر می گذارد
تو روح تهجد شدی پس خداوند
طلوع تو را در سحر می گذارد
ابرو گره زدی و گره خوردلشکری
“به به”به این صلابت وشور و دلاوری
وقتی میان معرکه شمشیر میزنی
یک نسخه ی برابراصلی زحیدری
باز کیفیّت کوثر لب من را تر کرد ,
کار صد ساغر کرد , حالت هوش مرا بدتر کرد ,
باز این باده مرا دربه در میکده کوثر کرد,
سه شب اینجا همه جا بزم محبّت برپاست
وقتش رسیده تا به بیانم توان دهید
این حرفهای مانده به دل را زبان دهید
وقتش رسیده روی پر جبرئیل ها
شعری به قلب این قلم از آسمان دهید
ای علت قداست و تکثیر گریه ها
بالاترین تنزل قدسی ,ای آشنا
خمیازه ایم,,نشئه ی ما همخمار توست
افتاده است پرده خدا هم دچار توست
تیغ دوابروی تو رونق بازار شد
مشتری چشم تو واله وبیمار شد
عطر تنت مانده در خاطره هر نسیم
زلف پریشان تو زینت گلزار شد
حیدری در خانه ی حیدر به دنیا آمده
یا که امشب حمزه ای دیگر به دنیا آمده
لرزه افتاده به جان دشمنان اهل بیت
حامی اولاد پیغمبر به دنیا آمده
تو ذاتِ جمالی…. تو ذاتاً جمیلی
تو وَحیِ خدا بر لب ِ جـبرئیلی
تو از آسـمان آمدی… آسمانی
تو از نسلِ پاکی تو فصلِ اصیلی
وحی نازل شده انگار , بر این دفتر من
قلمم کاتب و گفتند که … “حا سین یا نون”
شده تفسیرِ تمامیِ لغاتِ این عشق …
“هوَ لیلا و تماماً همه از دَم مجنون”