اشعار شهادت

شعر روضه حضرت زهرا(س)

یک چشم تو خواب و یکى بیدار مانده
بانوى خوبم, تا سحر بیدار مانده

زانو بغل کردم, شدم خیره به بستر
مثل کسى که بر سرش آوار مانده

شعر روضه حضرت زهرا(س)

کمی به فکر خودت باش کار خانه مکن
بیا و خستگی فضه را بهانه نکن

خیال کن که ” در ” اصلا به صورت تو نخورد
توجهی به کبودی تازیانه نکن

شعر روضه حضرت زهرا(س)

دیده آن گاه که با اشک ملاقات کند
رزق گریه طلب از مادر سادات کند
گریه هرکس نکند معرفتش کامل نیست
“گرچه صد مرحله تحصیل اشارات کند”

شعر روضه حضرت زهرا(س)

از من نکردی خواهشی نُه سال زهرا جان
حالا که چیزی خواستی تابوت میخواهی؟

میلاد حسنی

شعر روضه حضرت زهرا(س)

ناله های زخمی پروانه می لرزد چرا
یک کبوتر در میان لانه می لرزد چرا
جمع زهرا با علی میخانه می گردد فقط
فاطمه حرفی بزن پیمانه می لرزد چرا

شعر روضه حضرت زهرا(س)

چلچراغ خانه ام سوسو نمی زد کاشکی
بهر من بر این جماعت رو نمی زد کاشکی
کاش زهرا پشت در هرگز نمی شد یاورم
یا عدو بر صورت وبازو نمی زد کاشکی

شعر روضه حضرت زهرا(س)

چشماشو بست چشم علی رو تر کرد
با رفتنش , مَردِشو خون ْجگر کرد
آســمونم , دلش بَـرام کباب شـد
بِدون من همـسـفرم , ســفـر کرد

بی بی جانم

گریه نکن فضه ببین حالم چه خوب است
زهرا همان زهرا فقط وقت غروب است

گریه نکن فکری به حال بچه ها کن
فکری به حال پر و بال بچه ها کن

شعر زبانحال امیرالمومنین(ع)

تو بیقراری و من نیز بیقرارترینم
که من غریب ترین مرد در تمام زمینم

کشیده است از آن سو مدینه تیغ به رویم
نشسته است از این سو فراق تو به کمینم

شعر شهادت حضرت زهرا(س)

داره درد هر شبت تموم میشه
اینهمه تاب و تبت تموم میشه
پیروهن رو دوختی و داره دیگه
وصیت به زینبت تموم میشه

شعر شهادت حضرت زهرا(س)

غم که آوار می شود اِی وای
درد بسیار می شود اِی وای
خواب دُشوار می شود اِی وای
سُرفه خونبار می شود اِی وای

شعر شهادت حضرت زهرا(س)

بعد از سقیفه, پاک غرورم شکسته شد
دستم به کوچه,پیش نگاه تو بسته شد

در انتظار غنچهٔ نارسته بودم و
دیدم چگونه غنچهٔ نارسته رسته شد

دکمه بازگشت به بالا