شکوه آمدن و خلقتت سرآمد بود
میان هرچه که دارد خدا زبانزد بود
همیشه با صفی از آسمانیان جبرئیل
به گرد خانه تان گرم رفت وآمد بود
شکوه آمدن و خلقتت سرآمد بود
میان هرچه که دارد خدا زبانزد بود
همیشه با صفی از آسمانیان جبرئیل
به گرد خانه تان گرم رفت وآمد بود
بینِ زن ها , به خدا کُفْوْ نداری زهرا
از پر چادرِ خود , نور بِباری زهرا
شبِ میلادِ تو , توأم شده با اوّلِ سال
تو خودت , خالقِ این فصلِ بهاری زهرا
پوریا باقری
دشمنِ دینِ خدا , خار شد و ابتر شد
نبیُ اللّه , در این روز “اَبَاالْکَؤثَر” شد
کوریِ چشمِ حسودانِ نظرْ تنگ , در این
شبِ فرخنده , جهان غرقِ گلِ عنبر شد
بعد از این شهر نبی جلوه ی طوبا دارد
قوم در خواب فرو رفته مسیحا دارد
ازدحامی ز ملایک شده این بیت النور
مصطفی روی زمین عرش معلی دارد
از بس که فرشته است گُذر جای ندارد
جبریل سر آورده و پَر جای ندارد
بند آمده این راه دگر جای ندارد
با دختر بابا که پسر جای ندارد
السلام علیکِ یا زینب
نام او بهترین سرآغاز است
خبر آورده اند از امشب
در میخانه تا ابد باز است
آیه ای از طرف جنت الاعلی آمد
هر ملک سوی زمین بهر تماشا آمد
غنچه ی خنده به روی لب زهرا آمد
مژده, ای اهل زمین زینب کبری آمد
ره باز کنید, دلبری آمده است
بر شیعه امام دیگری آمده است
در مطلع هشتم ربیع الثانی
میلاد امام عسگری آمده است
کسیکه دراین آستان مور شد
کمش را خریدند مشهورشد.
شبی بین راه سلیمان نشست
همان لحظه نور علی نور شد
هرکه می خواهد که در سرها سری پیدا کند
پیش تو باید مدال نوکری پیدا می کند
یک حسن بس بود دراین خانواده که خدا
خواست تا ملکش کریم دیگری پیدا کند
ای که در مَحْبَس گیسوی تو شب زندانی ست
کار خورشید,به فرمان تو نور افــــشانی ست
سامرا نه ! که جهان سیطره ی قدرت توست
ای که در عرش تو را مرتبه ی سُلطانی ست
جهان به کام غلام امام عسکری است
که شاه میشود آنکه غلام عسکری است
برای بار دهم مرتضی نما آمد
نمای عرش مزین بنام عسکری است