همه جا غم نصیب زینب شد
درد و ماتم نصیب زینب شد
تا رود پرچم حسین به عرش
قامتی خم نصیب زینب شد
امیرفرخنده
خوردی زمین و عرش معلی کبود شد
خورشید تیره شد ، همه دنیا کبود شد
حوریه با نسیم عوض میشود رُخش
آه از دمی که صورت حورا کبود شد
او ابتدای خلقت دادار ، فاطمه ست
او انتهای نعمت بسیار ، فاطمه ست
هم بر خدیجه محرم اسرار فاطمه ست
تنها پناه حیدر کرار فاطمه ست
حتی امید هرچه گنهکار فاطمه ست
امیر عالمیان آمدی به زندگی ام
برای قوت جان آمدی به زندگی ام
تورا به نام پدر خوانده اند در گوشم
تو در میان اذان آمدی به زندگی ام
بنده ایم عشق تورا ، در همه جا بالاییم
شکر حق زیر قدم های خدا بالاییم
جام مارا سر این سفره بگیر ای ساقی
بیش از این پُر مکن از باده که ما بالاییم
به جام چشم من امشب بیا و خواب بریز
به پلک های ترم جز خودت حجاب بریز
خمار باده رسیدم شراب ناب بریز
کرامت تو زیاد است بی حساب بریز
شاهی که از او بقا کمک میگیرد
از او قَدَر و قضا کمک میگیرد
پیش نظر حرامیان در گودال
از نیزه شکسته ها کمک میگیرد
امیرفرخنده
یک عده به دستور یزید آمده اند
با کینه از آقای شهید آمده اند
یک عده حرامزاده از مزرعه ها
با هرچه کهدستشان رسید آمده اند
امیرفرخنده
بنویس که ساقی کوثر مرتضی بود
دلداده زهرای اطهر مرتضی بود
بنویس یار غار پیغمبر جز او نیست
بنویس که نفس پیمبر مرتضی بود
ای ناب ترین ساغر مولا مددی حیدر
ای محشرِ در محشر مولا مددی حیدر
ای صاحب صبح و شب ، روح حسن و زینب
ای فاطمه را همسر مولا مددی حیدر
محرم اسرار نبی ، جز تو نبوده ست کسی
از دل پاک نبوی ، دل نربوده ست کسی
جز تو که پاک دامن و طاهره پروری مگر
لایق بر مادریِ فاطمه بوده ست کسی؟
من آمدم دنیا برای تو بمیرم
با غصه های کربلای تو بمیرم
من آمدم در بین جمع گریه کن ها
با های های گریه های تو بمیرم