در پیش آب تشنه لب افتاده ای چرا
مانند آب از لب تو در خجالتم
در زیر دست و پا مانده دست و پای تو
بعد از تو من غریب شوم بی حمایتم
در پیش آب تشنه لب افتاده ای چرا
مانند آب از لب تو در خجالتم
در زیر دست و پا مانده دست و پای تو
بعد از تو من غریب شوم بی حمایتم
من برم به آسمون برم به دریا چی بگم
رفته بودیم فدک و بگیریم اما چی بگم
کوه اگه بشنوه حرفمو کمر خم میکنه
حالا من چیکار کنم برم به بابا چی بگم
اگر چه درد بسیار است اما تا تو درمانی
دوباره از خدا میخواهم آن را بی پشیمانی
ز تو رو بر نمیگرداند آنکه رو کند بر تو
می اندازد نگاه تو هر آهویی را به حیرانی