حسینیه شعر

مولایم حسین

آنچه را داریم ما عیسی ابن مریم هم نداشت
قبل از او نه قبل تر,در چنته آدم هم نداشت

دم نمیزد نوح اگر از نام مولایم حسین
عمر طولانی که نه,کشتی محکم هم نداشت

تا کی

تا کی غریبانه در این کنعان بمانم؟!
در انتظار دیدنت گریان بمانم

تا کی منِ قحطی زده بین بیابان
محروم از باریدن باران بمانم؟!

سرش از هم پاشید

تا علمدار افتاد
خنده از اشک رباب بر لب انظار افتاد

گریه مى کرد حسین
آنطرف بین حرم دخترکى زار افتاد

سپردمت به خدا

سپردمت به خدا اى عزیز جان پدر
ترحمى پسرم بر قد کمان پدر

به باد گفتم اگر شد مرتبت بکند
که بردن تن تو نیست در توان پدر

یا اباعبدالله الحسین ع

حب تو در قلب تمام مومنین است
مهر تو با آب و گل شیعه عجین است

اسلام را ماه محرم حفظ کرده
پس روضه خواندن رکنی از ارکان دین است

لهوف

 

در سرخی نگاه شما غم درست شد
از آن غروب بود که ماتم درست شد

از سال شصت و یک که زمین خورد آسمان
حال و هوای ماه محرم درست شد

یا رقیه بنت الحسین

روی پیکر سری داشتی یادته
رگای حنجری داشتی یادته
من ی روز بابایی داشتم یادمه
تو ی روز دختری داشتی یادته؟

شدم نوکرِ حسین

 

شکـرِ خـدا به قافـله یِ غم رسیده ام
عمرَم کـَفاف داد وُ به پرچم رسیده ام
شبنم شدم به چشمه یِ زمزم رسیده ام
مادر…به گـریه هایِ مُـحـرم رسیده ام

محرم آمد

راه را باز نمایید محرم آمد
دم بگیرید که هنگامه ماتم آمد
دست بر سینه نهاده همه تعظیم کنید
مادری دست به پهلو, کمری خم آمد

محرم یک طرف

عاشقانت میفروشند عیش را, غم میخرند
دل به پاى روضه میریزند ماتم میخرند

باز هم شیر حلال مادران تاثیر کرد
بچه ها دارند از بازار پرچم میخرند

نور

“دختری از اهل بیت آفتاب”
دختر لبخندهای مستجاب

از تبار لا فتی الا علی
وارث “من عنده علم الکتاب”

شعر ولادت حضرت رقیه (س)

روزی که آمد دست و پا گم کرد تقویم
واشـد لبِ هـور و مـَلـَک تنها به تکـریم

از ماه و روز و ساعت و سالش نگفتند
گـفتـند زهـرا آمـده گفتـیم … تسـلیم

دکمه بازگشت به بالا