رامین برومند(زائر)

چه غمی بر جگرم افتاده

با که گویم چه غمی بر جگرم افتاده
تیشه بر ریشه ی نخل و ثمرم افتاده

با که گویم؟!چه کنم؟! دق نکنم؟!جان ندهم!
پیش چشمان تر من پسرم افتاده

دکمه بازگشت به بالا