شعر مدح اهل بیت

وجهُ الَّه

مانده قلم در اولِ اِملا ، سرِ علی
قصه کشیده شد به درازا، سرِ علی
وجهُ الَّه است، خصمِ علی دشمنِ خداست
بوده دلیلِ اینهمه دعوا سرِ علی

یا حیدر کرار(ع)

کسی که از تو بگوید سر خمار ندارد
دلی برای گرو بازیِ قمار ندارد

به پای بند ندارد و پایبند نشسته
چرا که شبهه به لایمکن الفرار ندارد

خاک رهش شویم

مایی که گشته ایم پریشانش این چنین
باید شویم خیره بر ایوانش این چنین

بیرون زده است خوشه ی انگور از ضریح
او رزق می دهد به فقیرانش این چنین

هر اهل دلی کز سر کوی تو گذر کرد
لبخند ملیح تو بر جانش اثر کرد

این ذکر چه ذکریست که یک یا علی من
صدبار دل و دین مرا زیر و زبر کرد

حساب محشر و میزان

حساب محشر و میزان در اختیار علیست
کلید روضه ی رضوان در اختیار علیست

قسم به حضرت زهرا که از همان اول
بنای خلقت انسان در اختیار علیست

یا امیرالمومنین(ع)

نمی جنگید تا اینکه بجنگد شیر ما در جنگ
که با شمشیر خود می داد دشمن را شفا در جنگ

سه تا شمشیرِ می کرد استفاده حیدر کرار
هم از ابرو و هم از ذوالفقار خود جدا در جنگ

جانم علی(ع)

خورشید گلی در گذر باغ علی بود
یک گوشه ای از جلوه ی اشراق علی بود
در عرش فقط حرف علی بود به معراج
از بس که خدا عاشق و مشتاق علی بود

یا علی(ع)

چقدر سخت می گذشت روزگار بی علی
نبود در جهان دلی امیدوار بی علی

همینکه از علی سرود طعم عشق را چشید
به عاشقی نبود شهره شهریار بی علی

مولای من

مشغول تو بودن خودش گیراترین پند است
بر کام تلخم مدح تو شیرین تر از قند است

انگشترت قسمت نشد ما خاک پا بردیم ..
خاکی که پایت را ببوسد آبرومند است

جانم حسن(ع)

صاحب سور بهشت است حسن
شور و‌ منشور بهشت است حسن
بین هر میوه جنت به نظر
طعم انگور بهشت است حسن

بی بی جان

تو که هستی که محو نام تو شد
چشم لیلی و قلبِ عاشقِ قِیس*
تو که هستی که عشق می‌بالد
در هوایِ خیام امروالقیس**

فقط حیدر امیرالمومنین است

مرا به غیر شما با کسی که کاری نیست
غریب و بی کسم و جز تو هیچ یاری نیست

قرار بود که اصلا فمن یمت یرنی…
مرا بکش که مرا طاقت و قراری نیست

دکمه بازگشت به بالا