شعر ولادت امام رضا ع

یا ضامن آهو

یک عمر فقط بر در این خانه گدایم

دیوانه ترین شخص دراین صحن و سرایم

هر روز من از عشق تو دم میزنم آقا

پیچیده به گوش همه این حزن صدایم

یا غریب الغربا

اینکه هر صحنی به روی شانه اش یک ساعت است
یعنی اینکه این حرم در جای جایش فرصت است

دست خالی آمدن سخت است از پیش رئوف
حاجت خود را گرفتن از تو خیلی راحت است

یا امامَ الرئوف

قطره بودیم و هم مسیر شدیم
با ولای علی کثیر شدیم

دست ما نه… نگاه زهرا بود
پای این عشق اگر اسیر شدیم

ولیْ نعمتِ ما

دلمُرده ی مَحضیم به ما جان برسانید
مـا را به حَرمـخٰانه ی جانان برسانید

مائـیم و غم هجر و تمنّای وصـالـش
ایـن دلهُــره را زود به پـایـان برسانید

شفاخانه ی رضا

برای نجمه برای موسی
چه شاه بیتی خدا سروده
چگونه وصف کسی کنم که
خدا به مدحش زبان گشوده

یا ابالجواد

ذکرِ یا ذَالکـَرم که یادَت هست
اِزدِحـامِ حـرم که یادَت هست
هِق هِق مادرم که یادَت هست
این دو چشمِ ترم که یادَت هست

مشهد الرضا

وقتی که آوردند قرآن را به مشهد
جان را به تن دادند جانان را به مشهد

شد پایتخت حاجت عالم, خراسان
یعنی که باید برد تهران را به مشهد

باید به عشق گنبد

باید به عشق گنبد تو یاکریم شد
روی مناره های الهی مقیم شد
حیف است پا به صحن و سرای شما نهم
باید سوار بال ملک یا نسیم شد

یا امام الرئوف

ای فدای تو زندگانی ها
ایه ی ختم مهربانی ها
در حضور تو هیچ حرفی نیست
دیگر از رنج و ناتوانی ها

دارالشفاء

باردگرلبم شده یار و رفیق من
گردیده واژه های محبت شفیق من
دارد سخن زمعنی عشق عمیق من
حک گشته برمدال نفیس عقیق من

غریب الغربا

تشنه بودیم که بارانِ نجف را دیدیم
اشک بودیم که دامانِ نجف را دیدیم

در نجف منقبتِ شاهِ خراسان گفتیم
مشهدت آمده سلطانِ نجف را دیدیم

بالم شکسته است تو بال وپری بده

این بار هم بیا و دو چشم تری بده

بالم شکسته است تو بال وپری بده

حالا که قصد کرده دلم در به در شود

از آن شراب کهنه ی خود ساغری بده

دکمه بازگشت به بالا