فاطمیه 1404

علی مظلوم

مثل من مظلوم بین ناس نیست
غربتی هرگز در این مقیاس نیست

نان حیدر بعد از این خون دل است
رونقی دیگر در این دستاس نیست

بی بی جانم

تو را از عرش آوردند تا که همسرش باشی
زمان پر گرفتن تا خدا بال و پرش باشی

تو را از عرش آوردند وقت خطبه ی حیدر
به جای هر کسی که نیست پای منبرش باشی

یا صاحب الزمان(عج)

پروانه سوخت در دل شعله…، پری نداشت
فرجام عشق عاقبت بهتری نداشت

فرهاد را مُصیبتِ شیرین هلاک کرد
درد فراق‌دیده که درمانگری نداشت

علی جانم

برای کارگر روضه هات شدن
میشه لطفا منم انتخاب کنی
دست و بالم خالیه اما علی
میشه روی گریه هام حساب کنی؟

مادر خانه بستری باشد

مادر خانه بستری باشد
زندگی زندگی نخواهد شد
شده کابوس مجتبی این حرف
باز هم حال مادرت بد شد

زهرای من

دارم از هوش می‌روم دیگر
همسرت را صدا بزن زهرا
چقدر می‌روی به این خلوت؟
خب سری هم به ما بزن زهرا

دختر خیرالبشر

روز روشن بانویی را تیره دلها می‌زدند
دختر خیرالبشر را بی حیاها می‌زدند

فاطمه در بین شعله بود و حیدر گُر گرفت
فاش می‌گویم علیِ مرتضی را می‌زدند

گفت مادر کیست گفتم آنکه چون او نیست نیست
آنکه با نامش تبسم روی لب‌هایم گریست

گفت مادر کیست گفتم غم به شکل آدمی
مرهم هر زخم اما خود ندارد مرهمی

ابری گریست بر سر شهر و نماند و رفت
از شعرهای چشم سپیدش نخواند و رفت

هجده بهار آمد و روی دل زمین
یک هاله از حریر بهشتی کشاند و رفت

فاطمه جان

ای که با دست ورم کرده ی خود پای منی
با نفس های کمت نیز مسیحای منی

ماه ماه است عزیزم چه گرفته چه هلال …
رو بگیری ز علی ، باز تو زهرای منی

کی قلب نازک تو رو شکونده

دوباره گریه کردی زیر چادر
کی قلب نازک تو رو شکونده
شبیه شمعی که می سوزه نم نم
تموم شدی چیزی ازت نمونده …

مظلومه زهرا(س)

سر سفره نشست و با یک آه
لقمه برداشت گفت بسم الله

گفت این لقمه ها گلوگیر است
شهر از ماتم نبی سیر است

دکمه بازگشت به بالا