شعر شهادت امام رضا (ع)

امام رضا(ع)

توی این شهر شلوغ بی پناه
حرمت همیشه سر پناهمه
وقتی درمونده می شم از غم و درد
ضریحت شونه ی تکیه گاهمه

آشنا با دردای همیشگیم
تو پذیرفتی دلِ سیاهمو
گریه وقتی مهلت حرف نمیده
تو می خونی حرفای نگاهمو

توی بی کسیِ این عصر فریب
همه ی کار و کَسم امام رضاست
زنده ام اگه با این آب و هوا
واسه اینه نفسم امام رضاست

توی این زمونه ای که آقا جون
از زمین و آسمون غم می  باره
زندگی شو نمی بازه کسی که
یکی مثل تو امام رضا داره

منِ کم رو خیلی روم بازه باهات
اینم از مهربونی هاتِ فقط
من مهم ترین نیازامو همش
از همون بچه گی خواسته ام ازت

آرزویی بهتر از این ندارم
که شما غلامرضا صدام  کنی
منو استثنا کنی، شخص خودت
اربعین راهیِ کربلام  کنی

من که عشقو مزه کردم توو حرم
با تو دیگه هیچی کمبود ندارم
خودمو توی دلت جا می کنم
وقتی که اسم حسین و می یارم

دلت از توو قتله گاه خونه هنوز
زخم پلک چشمات از گریه براش
گفتی ذبح او چه طولانی شده
پیکرش ریخته بهم توو قتله گاش

 حسن کردی

نمایش بیشتر

اشعار مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

دکمه بازگشت به بالا