شعر ولادت پيامبر اكرم (ص)

یا رسول الله(ص)

محمد است، همان حضرت گزیده ترین
غلام گوشه نشینش جناب روح الامین

سوار سوره‌ی اسرا، مهار دار براق
زمام‌دار رسالت، شبان چله نشین

عیارسنج سخن در اصالت صلوات
امین امر خدا در اجابت آمین

همین که دست علی را گرفت روز غدیر
دهان سبحه گشودند آسمان و زمین

که بوده خطبه‌ی خلقت به منبر ازلی
که مرتضاست محمد، که مصطفاست علی

خدا که خاک بشر را به نور و مهر سرشت
درون سینه ی او بذر عشق احمد کِشت

چگونه دل نسپارند حکم عشقش را؟
مسیحیان کلیسا، یهودیان کنشت

به غمزه مسئله آموز صد مدرّس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

اگر سواد الفبای عاشقی داری
بخوان به خط معلّی به سرسرای بهشت
که بوده خطبه‌ی خلقت به منبر ازلی
که مرتضاست محمد، که مصطفاست علی

بلندمرتبه شاه است و ما غلام سیاه
سوار کشتی عرش است و ما غریق گناه

چه سر در آورد از ذات بی کرانش عقل؟
که غیر حضرت حق نیست کس از آن آگاه

عجیب نیست که یکباره سینه چاک کند
به یک اشاره ی انگشت مهربانش ماه

به بام کعبه اذان بلال می گوید:
قسم به اشهد انّ علی ولیّ الله

که بوده خطبه ی خلقت به منبر ازلی
که مرتضاست محمد، که مصطفاست علی

امین و خاتم و طه و حامد و منصور
حبیب و داعی و حق المبین و شافع و نور

نسیم‌ امن نوازش به درد و رنج جهان
امید زندگی دختران زنده به گور

کلیددار حریم خدای عزوجل
تمام عالم هستی به خدمتش مامور

به چارچوب زمین و زمان نمی گنجد
فراتر است شکوهش از این حدود و ثغور

که بوده خطبه ی خلقت به منبر ازلی
که مرتضاست محمد، که مصطفاست علی..

 
 سیده تکتم حسینی
 

نمایش بیشتر

اشعار مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

دکمه بازگشت به بالا