شعر ولادت امام سجاد (ع)

یا علی ابن الحسین(ع)

همه رعیت همه سائل تو شاهنشاه و سلطانی
علیِ دوم زهرا ز ما رو برنگردانی

کرامت کردنت بوده همیشه نقل محفل ها
همیشه دوستت دارم چه پیدا و چه پنهانی

لسان الحق بخوانم یا به تو گویم لسان الغیب
تو که ننوشته می خوانی تو که نا گفته می دانی

صحیفه باز کردم تا بگویم حرف هایم را
تو غفاری تو رحمانی تو ستاری تو منانی

نمی خواهم دمی را که بدون حب تو باشد
نمی خواهم بدون تو جهان را کمتر از آنی

الا ای یوسف ارباب یوسف ها گرفتارت
بدون تو چه بازاری؟بدون تو چه
کنعانی؟؟

تو دریای کرم هستی،تو آقا رحمت عامی
شما مانند خورشیدی شما مانند بارانی

بنازم اعتبارت را،تو و ایل و تبارت را
رگی از سید البطحا،رگی از شاه ساسانی

تو که فخر همه ایلی،غریبه نه تو فامیلی
علی فرزند شهبانو تو داری خوی ایرانی

شده از آسمانی ها دو تاشان قسمت ایران
دو تا قبله دو تا کعبه تو و شاه خراسانی

دعای خیر تو بوده که حالا بینمان داریم
چنان سید رضی ها و چنان قاسم سلیمانی

اگرچه روسیاهم من،بخوانم بر را سر خانت
تو که آورده ای آقا جزامی را به مهمانی

وقارت رفته بر حیدر،مزارت رفته بر زهرا
رواقی نیست دور تو،کنارت نیست ایوانی

به حکمت روز عاشورا،اسیر دست بیماری
به شام و کوفه عالم دید که تو مرد میدانی

حسینی خو،حسن سیرت،شجاعت هم چنان عباس
علی هستی و داری در بیانت تیغ برانی

تو خطبه خواندی و رفت آبروی ابن مرجانه
بساط کاخ او را برد حرفت رو به ویرانی

امامی روی نی ها و امامی در غل و زنجیر
چه شد دین محمد پس؟چه شد رسم مسلمانی؟

به طشت زر سر شاه و به دست گرگ‌ چوبی بود
نه مانده چشم زیبایی نه مانده لب،نه دندانی

عجب یلدای تلخی بود یلدای تو در شامات
بهار تو خزانی شد در آن شام زمستانی

 سید حسین صمدی

نمایش بیشتر

اشعار مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

دکمه بازگشت به بالا