زرأفت باگدایانش چنان گرم است رفتارش
که فرق شاه ومسکین رانمی یابی به دربارش
به لطف بودنش باما حسابی ازازل دارد
که تامحشرهمه هستیم هستی را بدهکارش
زرأفت باگدایانش چنان گرم است رفتارش
که فرق شاه ومسکین رانمی یابی به دربارش
به لطف بودنش باما حسابی ازازل دارد
که تامحشرهمه هستیم هستی را بدهکارش
روضه هایِ آخرِ ماه صفر سنگین تر است
ضربه یِ زخمِ زبان کاری تر از هرخنجر است
بی حیا حرفِ نبی حرفِ خداوند است و بس
این که می گویی به او هَذیان نگو پیغمبر است
حال و روز علی نگفتنی است
مثل ابر بهار میبارد
گفت زینب:حسن!چرا بابا؟
چشم از ماه بر نمیدارد
در اسم , اگر چه ما مسلمان هستیم
شرمنده ی دین و روی قرآن هستیم
با بار گناه رو به تو آوردیم
سوگند به جان تو پشیمان هستیم
سفره باز است, بیایید, غذا آماده است
هر کجا صحبت توبه است, خدا آماده است
شهر را با خبر از سفره ی احسان سازید
آن کریمی که کشد ناز گدا, آماده است
تا نفس هست و ز الطاف شما دم باقی ست
دل ما می تپد و یاد تو هردم باقی ست
دم روح القدسی خاص”حسین”گفتن ماست
تا مسیحا بشود عیسی مریم باقی ست
به امید امده ام خانه خرابم نکنی
همه کردند جوابم تو جوابم نکنی
بار ها آمدم و باز مرا بخشیدی
با کلام برو این بار خطابم نکنی
ای دل به دست موج هوس هر طرف مرو
با این حباب در پی کسب شرف مرو
چشم کریم مانده به راهت که در زنی
بیهوده پس به این طرف و ان طرف مرو
شکر خدا ز روز ازل سینه زن شدیم
لطمه زنان داغ شه بی کفن شدیم
شکر خدا به حُرمت این ذکر یا حسین
بی اختیار غرق عطای حسن شدیم
چون عقیقی که در آغوش یمن جا دارد
از ازل در دل من عشــق حسـن جا دارد
آن قدر عـاشــق ایـن مــاهِ زبرجَد گُونَـم
که به شوق رَصَدش,تـرک وطـن جا دارد
گناهکار رسیدم, مرا که می بخشد؟
دوباره آینه ام را جلا, که می بخشد؟
کریم روی خود از سائلش نگرداند
بجز کریم, مگر بر گدا که می بخشد؟
تو غصه خوردی, ما که غمخواری نکردیم!
تو ناله کردی, ما که دلداری نکردیم!
یک شب اسیر رنج بی خوابی نبودیم
از دوری تو گریه و زاری نکردیم