قبله ی عشّاق

قلبی که فقط خانه ی دلجوی امیر است
مجنون شده ی طره ی گیسوی امیر است

آن قبله که عشّاق بر آن سجده گذارند
نوری ست که در تاق دو ابروی امیر است

عشق علی

زاهد نماز همچو گنهکار بشکند
در خلوتی که توبه ی هُشیار بشکند

روز حساب نزد امیر ست شیخ شهر
باید دهان خویش ز گفتار بشکند

اهل معنا

طلا می خَرَند و بدل می فروشند
چرا زهد پوشان دغل می فروشند

اگر دین دینار آلوده دیدی
بدان علم داران عمل می فروشند

زد رقم

از جنان امروز میکائیل عود آورده است
سجده هایش عاشقان را در سجود آورده است

چشم هایش عشق را بر قلب ها تزریق کرد
چشم هایی که خدا را به شهود آورده است

رویای هر شب

معنای جذر و مد نگاه تو ماه شد

زلفت گرفت چشم تو عالم سیاه شد

بر عاشقان ,نگاه به رویت رفاه شد

اینگونه شد که وصف تو همچون اله شد

یا موسی ابن جعفر (ع)

هر پاره سنگی در دِلِ دریا که گوهر نیست
بیچاره آن چشمی که از داغ شما تر نیست

زندان عقول ناقص این اهل دنیا بود
زندان مکانی هست که موسی ابن جعفر نیست

باب المراد

قلب عوالم گر در این ایام شاد است
از یمن میلاد جواد ابن الجواد است

ما لذت هر جود را با او چشیدیم
ورنه به ظاهر مرد بخشنده زیاد است

تجلی ی نور


هر شیعه شاملش شده لطفِ هدایتش
شیری که شیر ها همه مست از عنایتش

ایمان شیر ها به تماشا کشیده شد
جایی که رد نمودِ خلائق امامتش

ناد علی

دل در هوای شهر نجف پر گرفته است
عمری عزای دوری دلبر گرفته است

هر عاشقی که تاک ضریح تو دیده است
سجاده را فروخته ساغر گرفته است

قسم به تاک ضریحت

هزار شکر که اذکار لب سرود تو شد
که ذکر هر ملکی از ازل درود تو شد

قَدِ کمانی ما از کمان ابروی توست
شهید چشم تو جرمش فقط شهود توشد

لیلهالقدر

لیلهالقدر زمین سوره ی کوثر شده است
نه فقط بر پدرش بر همه مادر شده است

شده از لطفش اگر سائل در مانده, عروس
چادرش سرّ مسلمانی کافر شده است

حب علی

سجده در صحن شما می کند انسان را مست
آنچنانی که کند روی تو سلمان را مست

بار ها غبطه بر این خورده چرا سجده نکرد
هیبت شاه کند مرتد و شیطان را مست

دکمه بازگشت به بالا