علی اصغر یزدی

شعر شهادت حضرت زهرا (س)

هُرم آتش

شانه ی ضرب دیده اش نگذاشت
موی او را دوباره «شانه» کند
باید انگار جای بازوی خود
مادرش شانه را بهانه کند

بیشتر بخوانید »

شعر گودال قتلگاه

واویلا

راوی نوشت روی تنت پا گذاشتند
سر را جدا نموده و تن را گذاشتند

آقا بگو که بی صفتان روی پیکرت
جایی برای بوسه ی زهرا گذاشتند؟؟

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت زهرا (س)

خانه ی وحی

حمله کردند سمت خانه ی وحی
غاصبانی که خیره سر بودند
تک و تنهاست پشت در مادر
ولی آن سو «چهل نفر» بودند

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت زهرا (س)

خانه ی وحی

حمله کردند سمت خانه ی وحی
غاصبانی که خیره سر بودند
تک و تنهاست پشت در مادر
ولی آن سو «چهل نفر» بودند

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت زهرا (س)

خانه ی وحی

حمله کردند سمت خانه ی وحی
غاصبانی که خیره سر بودند
تک و تنهاست پشت در مادر
ولی آن سو «چهل نفر» بودند

بیشتر بخوانید »

اشعار ویژه (پیشنهادی)

انعکاس نور

مرا به شور کشید ست شهد انگورش
مذاب کرده مرا انعکاسی از نورش

حَلاوت عَسَل اَصل را نجف ‌‌‌‌دیدیم
شراب می چکد از دست رنج زنبورش

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت عبدالله بن الحسن (ع)

بوی سیب

در دلش شوقی از شهادت داشت
قلبش از شور عشق آکنده ست
یازده سال دارد امّا او
در سپاه حسین فرمانده ست
بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام صادق (ع)

رئیس مذهب ما

میان سینه اَش وقتی خدا نور یقین انداخت
علوم مذهب حق را درونِ جانِ دین انداخت

رئیس مذهب ما را به زور از خانه می بردند
نگاهی او غریبانه به درب آتشین انداخت

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام صادق (ع)

یا صادق آل عبا

میان سینه اَش وقتی خدا نور یقین انداخت
علوم مذهب حق را درونِ جانِ دین انداخت

رئیس مذهب ما را به زور از خانه می بردند
نگاهی او غریبانه به درب آتشین انداخت

بیشتر بخوانید »

شعر تخريب بقيع

بغضِ در گلو

در حریمی که روضه ممنوع است
روضه خوان شما خودِ قبر است
پیش جهل مدبران بقیع
چاره ی بغضِ در گلو صبر است

بیشتر بخوانید »

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن