السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین(ع)

هر روز ، سر بر زانوی غم گریه کردم
بر اشرف اولاد آدم گریه کرم

در خانه ها منبر به منبر روضه خواندم
در کوچه ها پرچم به پرچم گریه  کردم

یا حسین(ع)

برای من که دلم نیست در کمند کسی
به جز حسین نباشد مهم، پسندِ کسی

به بند بند وجودم قسم که در همه عمر
دلم نبوده به جز اهل بیت، بندِ کسی

حسین من

گاهی برای درک یک مطلب
باید که از مقتل عقب تر رفت
هر قدر که قصه مقدس تر
باید که در آن باادب تر رفت

تو حسینِ بچگی‌های منی

تو حسینِ بچگی‌های منی
از همون بچگی مولای منی

مهربون تر از پدر مادرمی
تو فقط درمون درد های منی

جانم رقیه(س)

همچو نی در گلو نوای منی
پس همان شور نینوای منی

کربلا با تو ابرو دارد
در دمشقی و کربلای منی

گل بریزید که ریحانه ارباب آمد

مژده مژده که زمین باز مصفا شده است
غرق در رائحه جنت الاعلی شده است
موسم شادی ذریه زهرا شده است
که دوباره پسر فاطمه بابا شده است

به عالم عشق را معنا رقیه ست

به عالم عشق را معنا رقیه ست
و ذکر عالم بالا رقیه ست

عجب شوری بپا کردی تو ای جان
که تسبیح ملائک یا رقیه ست

آمد بهار جانها

آمد بهار جانها، معشوق از در آمد
ای شاخ تر برقصآ دوران غم سر آمد

در وصف گُل همین بس در سامرا بروئید
بوی گلاب حُسنش از سوی قمصر آمد

هر شب ز دلِ خسته، نگاهی به تو دارم

هر شب ز دلِ خسته، نگاهی به تو دارم
در سجده ز جان، شوقِ پناهی به تو دارم

چشمانِ ترم منتظرِ آمدنِ توست
یک لحظه فقط، حسِ نگاهی به تو دارم

خیلی نگرانم تو بیایی و نباشم

با هجر تو ما تجربه کردیم خزان را
آورده به لب،غصه ی دوری تو جان را

خیلی نگرانم تو بیایی و نباشم
آرام نما قلب منِ دل نگران را

ولدی

دل مجنون من امشب سوی میخانه شده ست
مست از جام و می و باده و پیمانه شده ست

عاشق و مست رخ دلبرجانانه شده ست
عاقل آن است که از عشق تو دیوانه شده ست

آیِنه دارِ امامت

خبر از عرش الهی به زمین می‌آید
که به انگشتریِ عشق نگین می‌آید

معنیِ سبزِ اجابت متجلی گردید
آیِنه دارِ امامت متجلی گردید

دکمه بازگشت به بالا