ساقی کوثر

عقل گفت از باغ فردوس آرزو داری کجا را؟
حور می خواهی ز جنت یا مقام کبریا را؟

گفتمش رضوان و انعام کثیرش سهم خوبان‌
جز نمی از آب کوثر که به وجد آورده ما را

گنج نهان

بی جنب و جوش، خالی و خاموش، جان نبود

در هستی از علائم هستی نشان نبود

مفهومی از گذشته و آینده ای نداشت

جز حی لایموت دگر زنده ای نداشت

دکمه بازگشت به بالا