کسی برای ظهورت دعا نکرد

دیشب کسی برای تو سجاده وا نکرد

بغضی ترک نخورد و گلویی صدا نکرد

انگار ما بدون حضور تو راحتیم

وقتی کسی برای ظهورت دعا نکرد

شاعر؟؟؟

بی قرار توام …

خواهی که در پناه کرامات سرمدی

ایمن شوی ز فتنه و ایمن زهر بدی

لبریز کن زعطر گلِ نور سینه را

با ذکر سبز یک صلوات محمدی

شرمنده…

آن قدر نرفتیم که مرداب شدیم

همرنگ سکوت محو مهتاب شدیم

هر بار نشستیم و مرورت کردیم

از شرم لبان تشنه ات آب شدیم! …

شاعر؟؟؟

نذر علی اکبر

زینب و سکینه را یک طرف روانه کن

زلف احمدانه را چندبار شانه کن

 

یک کمی برو حرم با زنان وداع گوی

یک کمی گلایه از مردم زمانه کن

تازه داماد کربلا, حضرت قاسم علیه السلام

وصیت 

مرغ باغِ حسنم تشنه ی چشمانِ حسین

خون من ریخته بر گوشه ی مژگان حسین

با سرشک بصرش کرده وصیت پدرم

دل خود وا ننهم از سرِ پیمان حسین

تبلیغ جنون

رقیه قله ی همه عالم است

معلم مدرسه فاطمه ست

رقیه تبلیغ جنون میکند

مدرسه را زینبیون میکند

دکمه بازگشت به بالا