شاعر نامعلوم

شعر مدح امام حسين (ع)

حسین من

آمدی تا با سر خونی تو سامان بگیرم
خون حلقوم تو را با گوشه دامان بگیرم

جان من بر لب رسید از بس کتک خوردم پیاپی
چشم خود را باز کن شاید دوباره جان بگیرمبیشتر بخوانید »

شعر مدح امام حسين (ع)

قول شفاعت

ما از حسین قول شفاعت گرفته‌ایم

با یاحسین از همه سبقت گرفته‌ایم

روز الست هر که به چیزی رسید و ما

عشق حسین را به امانت گرفته‌ایم بیشتر بخوانید »

شعر تخريب بقيع

خلوت افلاکیان

جلوهٔ جنت به چشم خاکیان دارد بقیع
یا صفای خلوت افلاکیان دارد بقیع

گرچه با شمع و چراغ این آستان بیگانه است
الفتی با مهر و ماه آسمان دارد بقیعبیشتر بخوانید »

شعر مناجات امام حسين (ع)

العفو

بردم تو را ز یاد و به یاد منی هنوز
شبها مرا به اسم، صدا می زنی هنوز

از دامن گناه در افتاده ام به چاه
اما چو ماه در شب من روشنی هنوزبیشتر بخوانید »

شعر شهادت اميرالمومنين (ع)

واویلا

تا تَرَک خورد سَرَش دُخترش اُفتاد زمین
دست بگذاشت رویِ معجرش اُفتاد زمین

بیشتر تیغ فرو رفت میانِ اَبرو
تا که از ضَرب علی باسرش اُفتاد زمینبیشتر بخوانید »

شعر مناجات با خدا

خبط و خطا کردم

برای دردهایم روز و شب فکر دوا کردم
برای جرعه ای از جام فیض تو دعا کردم

تو گفتی رَتِّلِ اَلْقُرْآنَ تَرْتِیلاً ، به روی چشم
رسیدم تا به اُدْعُونِی تورا از جان صدا کردمبیشتر بخوانید »

شعر شهادت اميرالمومنين (ع)

عبد گنهکار

آمده عبد گنهکار الهی به علی
آمده بنده سربار الهی به علی

روسیاه آمده ام روی مرا رد نکنی
من خطاکار و تو غفار الهی به علیبیشتر بخوانید »

شعر مناجات با خدا

الهی العفو

گذشت کن که بسی اشتباه آوردم
دلی شکسته به شوق نکاه آوردم

عذاب بدتر از این کم محلی ام بکنی
مرا ببخش که بار گناه آوردمبیشتر بخوانید »

متفرقه

عاشقی

هرکس به ما رویی نشان داده است و دنیا نه
با هرکسی تو خوب تا کردی و با ما نه
شال سیاه و اشک چشم و گریه و زاری
سهم سیه پوشان عاشق گشت، اما نه! بیشتر بخوانید »

شعر مناجات با خدا

گدا را ببخش

گدا را تو با دیده تر ببخش
بکوبم سر خویش بر در ببخش

بیا قبل از آنکه رسوا شوم
به پیش همه روز محشر ببخشبیشتر بخوانید »

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن