زینب و سکینه را یک طرف روانه کن
زلف احمدانه را چندبار شانه کن
یک کمی برو حرم با زنان وداع گوی
یک کمی گلایه از مردم زمانه کن
زینب و سکینه را یک طرف روانه کن
زلف احمدانه را چندبار شانه کن
یک کمی برو حرم با زنان وداع گوی
یک کمی گلایه از مردم زمانه کن
وصیت
مرغ باغِ حسنم تشنه ی چشمانِ حسین
خون من ریخته بر گوشه ی مژگان حسین
با سرشک بصرش کرده وصیت پدرم
دل خود وا ننهم از سرِ پیمان حسین
رقیه قله ی همه عالم است
معلم مدرسه فاطمه ست
رقیه تبلیغ جنون میکند
مدرسه را زینبیون میکند