شعر مدح امام حسين (ع)

حسینی ام

اگر که عمر زیادم دهد خدای حسین
هزارسال بسوزم فقط برای حسین
حسینی ام!به دوعالم چکار دارم من!
گذشته ام ز دوعالم به اتکای حسین

آی مردم

آنکه از عالم ذر روزی مارا غم داد..
غم و شادی جهان را بخدا توام داد..
اول ماه حسین است خدایا شکرت!
باز ارباب محلی به من بد هم داد..

سعادت

برتو آنهایی که ابراز ارادت میکنند
خویش را با این ارادت با سعادت میکنند
کارشان در این دوماهه گریه بین روضه هاست
با لباس مشکی ات کسب شرافت میکنند
بر عبادتهایشان مهر قبولی میزنند

عشق

گرچه از دنیا فقط دوچشم تر دارم حسین
من ز ثروتمندها هم‌ بیشتر دارم حسین
خانه بودم!فاطمه آورد تا اینجا مرا
هرکجا مادر بفرماید گذر دارم حسین

روضه

روضه دعوت شده ام ، کار به دستانِ من است
این فضاها بخدا منشاء سامانِ من است
لَک لبیک حسین جان که رسیدم به حضور
همه ی ثروتِ من ، دیده ی گریانِ من است

مُحرّم

دوباره در حرمِ خود مرا کشید، حسین

به احترامِ مُحرّم مرا خرید، حسین

خبر دهید به عالم درِ کرم واشد

پناهِ هر چه گرفتار ونا اُمید ،حسین

حسینیه

پیمانه خالی است و کرم بی نهایت است
اما همین گدایی ما اوج عزت است
کودک به غیر خانه ی بابا نمی رود
یعنی همیشه خانه ی عشّاق هیئت است

سینه زنان

تا خدایی خدا! در دل و‌جان است حسین…
ما پناهنده به اوییم امان است حسین
یک حسین گفتم و غم‌ها همه از یادم رفت
همه دلخوشی ما ز جهان است حسین

کیمیا

عاشقت غیر از این دعا نکند
از تو من را خدا جدا نکند

جز شما از همه جفا دیدم
جز شما هیچکس وفا نکند

دنبال روضه ها

شکر خدا گدای حسینیم تا ابد
دنبال روضه های حسینیم تا ابد
از کودکی مسیر دل ما مشخص است
در خط کربلای حسینیم تا ابد

در بند عشق

در بند عشق هر که شد آزاد می شود
این صیدِ عشق بر همه امداد می شود

شیرنی دم تو که جای خودش حسین
مجنونِ چای تلخ تو فرهاد می شود

بگذار تا بگریم

توفیق اشک با تو ، باران روضه با من
(بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران)

گفتی که بی سپاهی من آمدم که شاید
اشک از دلت بشوید اندوه روزگاران

دکمه بازگشت به بالا