شعر مدح امام حسين (ع)

لب تشنه بود

لب تشنه بود , تشنه یک جرعه آب بود
مردی که درد های دلش بی حساب بود

پا می کشید گوشه حجره به روی خاک
پروانه وار غرق تب و التهاب بود

بهشت با بهانه

مریض آمده اما شفا نمی‌خواهد

قسم به جان شما جز شما نمی‌خواهد

برای پیش تو بودن بهانه‌ایکافی‌ست

بهشت لطف کریمان بها نمی‌خواهد

دکمه بازگشت به بالا