شعر مدح امام حسين (ع)

فدای حسین

خوش به حال من و خدای حسین
هر دو گشتیم مبتلای حسین

پدر و مادرم فدای پدر ….
مادری که شده فدای حسین

مهمانی و “عطش”

هر طپش میل تشنگی دارد
هر که در راه سید الشهداست
ماهِ «مهمانی» و “عطش” یعنی
رمضان ماه سید الشهداست

یا عزیزالله

از دل و از نگاه افتادیم
بی کس و بی پناه افتادیم

دل به غیر تو داده بودیم و
با همین اشتباه افتادیم

توبه کردم

هر چند هزار توبه کردم
هر چند هزار جا شکستم
آتش نتواند آتشم زد!
چون گریه کن حسین هستم

گداىِ اربابم

سائل یک دعاى اربابم
خادم بچه هاى اربابم

غم ندارم، فلک زند سنگم
من سگِ باوفاى اربابم

یا حسین(ع)

دم را غنیمت می شمارم تا دمت هست
هرجا که باشم بر لب اسمِ اعظمت هست

از هر کسی که خواست باشم همنشینش
پرسیده ام اول که آیا آدمت هست؟

عشق تو

تا پای عشق تو میان سینه وا شد
برق دو چشمانم به همراهش رها شد
چشم همه سمت من بیچاره آمد
پس نوکرت آواره پس کوچه ها شد

اهل توام

میان این همه مخلوق برگزیده شدم
برای گریه به داغ تو آفریده شدم

اگرچه وصل نصیبم نشد، همین کافیست
یکی دو بار حوالی یار دیده شدم

من حسینی ام

خاک پای هیأتی ها را تیمم می کنم
لحظه هایی که خودم را بیشتر گم می کنم

تجربه ثابت نموده هر زمان خاکی ترم
آسمانی می شوم حس تنعم می کنم

تربت اعلای تو

از ازل در سر من میل تماشای تو بود
داشتم هر چه به دل جمله تمنای تو بود

آنچه در وقت نمازم کمرم را خم کرد
سجده بر حق به سرِ تربت اعلای تو

تنبیه

بر سر به زیر، سایه‌ی بالابلند باش
در روزگار تلخِ منِ خسته قند باش

سائل بساط کرده خودش را؛ بیا بخر
ای پادشاه، مشتریِ مستمند باش

چشم خشکیده

نوکرت را برده ای بالا،که آقایش کنی
در میان گریه کن های خودت،جایش کنی

پشت در..سایل ز دستانت گرفت و بال زد
جای دارد بر گدایت باز معنایش کنی

دکمه بازگشت به بالا