من شدم عاشق تو یا تو شدی عاشق من؟!
لطف ارباب به نوکر چه زیاد است زیاد…
رضا قربانی
عشق را در سحر نگاه کنید
ذکر خود را اله اله کنید
گاه تصویر ماه در چاه است
دل ما را محیط ماه کنید
فکر وذکرم همه این بود که نوکر باشم
سگ قلاّده گلاویز دم در باشم
فکر و ذکرم همه این بود که مجنون باشم
دائم الخمر می, ازساحل کوثر باشم
گویند نگویید سگ کوی حسینیم
ما کشته ی یک گوشه یابروی حسینیم
جان داده اگر حضرت داداربه این جسم
از بهر همین بود که رهپوی حسینیم
چشم می بندی و بغض کهنه ات وا می شود
تازه پیدا می شود آدم که تنها می شود
دفتر نقاشی آن روزها یادش بخیر
راستی! خورشید با آبی چه زیبا می شود
ما سمت هر بنی بشری ول نمیشویم
یا مثل قبله ها کج و مایل نمیشویم
ما شیعیان ز روز ازل قول داده ایم
اصلن بدون تربت تو گل نمیشویم
عشق را در سحر نگاه کنید
ذکر ِ خود را اِله اِله کنید
گاه تصویر ِ ماه در چاه است
دلِ ما را محیطِ ماه کنید
از هرچه هست و نیستدگر بی نیاز شد
دستکسی که پیش کریمان دراز شد
درلطف با گدا, چه کسی بهتر از حسین؟
لبتر نکرده ایم در خانه باز شد
از هرچه هست و نیست دگر بی نیاز شد
دست کسی که پیش کریمان دراز شد
در لطف با گدا, چه کسی بهتر از حسین؟
لب تر نکرده ایم در خانه باز شد
من کافر مسلم شده دین حسینیم
ما مقلد عشق و فرامین حسینیم
این دل حرم کرببلا فخر زمین است
ما در صدد بستن آذین حسینیم
آقا! تو را «آقا» مرا «نوکر» نوشتند
یعنی تو را اوّل مرا آخر نوشتند
روی سیاه من یقیناً حکمتی داشت
شکر خدا نام مرا قنبر نوشتند
بی شک گدای خانه ات آقا شود, حسین(ع)
هر قطره زود پیش تو دریا شود, حسین!(ع)
فیض گدایی تو به هر کس نمیرسد
باید که زیر نامه اش امضا شود, حسین(ع)