شعر مناجات امام حسين (ع)

تمام دلخوشی ام این شده که هیئتی ام

حسین!گوشه ی چشمی٬که حرفها دارم:

دلم گرفته٬فقط شوق “کربلا” دارم 

تو سر پناه منی٬یک نگاه کن آقا!

مگر به غیر حسینیه من کجا دارم؟! 

بهانه ی آرامش دلم…

وقتی که سمت توست همه خواهش دلم

یعنی توئی بهانه ی آرامش دلم

سینه زنی به پای غمت فخرآور است

روضه مکان و مرکز پالایش دلم

به عشق اربابم!

نگاه و گوشه ی چشمی به این گدا کافیست

-تو را به جان رقیه٬همین مرا کافیست 

خدا کند که نگاهی کنی٬زمین خوردم!

که بر به خاک غم افتاده ای نگا(ه)کافیست 

ذکرگره گشا

در شب تو روشنایی اگر یافتی بگو

در غصه آشنایی اگر یافتی بگو

« در بزم ما اشاره کم از قیل و قال نیست »

از ما تو هوی و هایی اگر یاقتی بگو

لحظه های رویایی

چه می شود که مجال عبادتی می شد

نصیب حلقه به گوشت لیاقتی می شد

قدیم ها که کمی صاف و ساده تر بودم

پس از شکستن دل استجابتی می شد

لبریز آه و ندبه و غم گریه می‌کنم

لبریز آه و ندبه و غم گریه می‌کنم

دلتنگم و به یاد حرم گریه می‌کنم

شایسته زیارت شش گوشه نیستم

این روزها به حال خودم گریه می‌کنم

دکمه بازگشت به بالا